آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Triumph

      ˈtraɪəmf ˈtraɪəmf

      گذشته‌ی ساده:

      triumphed

      شکل سوم:

      triumphed

      سوم‌شخص مفرد:

      triumphs

      وجه وصفی حال:

      triumphing

      شکل جمع:

      triumphs

      معنی triumph | جمله با triumph

      noun C1

      پیروزی، موفقیت، کامیابی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      the triumph of good over evil

      پیروزی نیکی بر بدی

      noun

      (از پیروزی) شادی، رضایت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری
      noun

      نمونه‌ی موفق

      noun

      (در روم باستان) جشن پیروزی

      verb - intransitive

      پیروز شدن، فائق آمدن، غالب آمدن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد triumph

      1. noun extreme happiness
        Synonyms:
        joy celebration jubilation rejoicing merriment elation festivity pride jubilee reveling exultation exultance jubilance
        Antonyms:
        sadness unhappiness sorrow
      1. noun victory, achievement
        Synonyms:
        success win achievement gain accomplishment conquest feat attainment hit score big win grand slam smash-hit big hit sensation splash coup pushover sure thing sure bet shoo-in walkover ascendancy takeover vanquishing vanquishment the gold cinch sell riot homer hole in one feather in cap tour de force clean sweep surmounting
        Antonyms:
        failure loss disaster forfeit
      1. verb be very happy
        Synonyms:
        rejoice celebrate delight revel exult jubilate glory gloat crow swagger
        Antonyms:
        be sad
      1. verb achieve, succeed
        Synonyms:
        win succeed flourish prosper thrive prevail conquer overcome dominate vanquish subdue trounce best beat the game beat the system come out on top carry the day win out win hands down sweep take the cake take it all strike it big get last laugh blow away sink overwhelm
        Antonyms:
        lose fail forfeit

      سوال‌های رایج triumph

      گذشته‌ی ساده triumph چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده triumph در زبان انگلیسی triumphed است.

      شکل سوم triumph چی میشه؟

      شکل سوم triumph در زبان انگلیسی triumphed است.

      شکل جمع triumph چی میشه؟

      شکل جمع triumph در زبان انگلیسی triumphs است.

      وجه وصفی حال triumph چی میشه؟

      وجه وصفی حال triumph در زبان انگلیسی triumphing است.

      سوم‌شخص مفرد triumph چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد triumph در زبان انگلیسی triumphs است.

      ارجاع به لغت triumph

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «triumph» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/triumph

      لغات نزدیک triumph

      • - triturator
      • - trity
      • - triumph
      • - triumphal
      • - triumphalism
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.