گذشتهی ساده:
dominatedشکل سوم:
dominatedسومشخص مفرد:
dominatesوجه وصفی حال:
dominatingچیره شدن، حکمفرما شدن، فرمانروایی کردن، تسلط یافتن، تسلط داشتن، کنترل کردن، زیر سلطهی خود درآوردن
The thought that had dominated her mind.
اندیشهای که بر مغز او چیره شده بود.
When Germany dominated Europe.
هنگامی که آلمان بر اروپا فرمانروایی میکرد.
to dominate a group
بر گروهی چیره شدن
the mountain that dominates the city
کوهی که بر شهر مسلط است
به خود اختصاص دادن، تحتالشعاع قرار دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Technology has come to dominate modern life.
فناوری زندگی مدرن را تحتالشعاع قرار داده است.
Don't dominate the conversation!
صحبت را به خود اختصاص ندهید!
تفوق داشتن، برتری داشتن، در صدر قرار داشتن
The home team dominated the match from start to finish.
تیم میزبان از ابتدا تا انتها در مسابقه برتری داشت.
to dominate a football league
در صدر باشگاههای فوتبال قرار داشتن
The company dominates the market for electric vehicles.
این شرکت در بازار خودروهای برقی برتری دارد.
مسلط بر چشمانداز
گذشتهی ساده dominate در زبان انگلیسی dominated است.
شکل سوم dominate در زبان انگلیسی dominated است.
وجه وصفی حال dominate در زبان انگلیسی dominating است.
سومشخص مفرد dominate در زبان انگلیسی dominates است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «dominate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۱ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dominate