آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Sway

      sweɪ sweɪ

      گذشته‌ی ساده:

      swayed

      شکل سوم:

      swayed

      سوم‌شخص مفرد:

      sways

      وجه وصفی حال:

      swaying

      معنی sway | جمله با sway

      noun verb - transitive adverb

      این‌سو و آن‌سو جنبیدن، تاب خوردن، در نوسان بودن، تاب، نوسان، اهتزاز، سلطه حکومت کردن، متمایل شدن یا کردن و به عقیده‌ای

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The boat swayed and tipped.

      قایق لمبر خورد و واژگون شد.

      The branches swayed gently.

      شاخه‌ها آرام تکان می‌خوردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The earthquake caused the wall to sway to the right.

      زلزله موجب شد که دیوار به سمت راست خمیده شود.

      to be swayed by fashion

      تحت‌تأثیر مد قرار گرفتن

      He is eloquent and can sway voters.

      او فصیح است و می‌تواند رأی‌دهندگان را تحت‌تأثیر قرار بدهد.

      a determination from which he could not be swayed

      تصمیمی که نمی‌شد او را از آن منصرف کرد

      With a bloody hand he sways a nation.

      با دستی خونین بر ملت حکومت می‌کند.

      The sway of passion moved him to do it.

      اثر شهوات او را وادار به انجام آن کار کرد.

      He wanted to extend his sway over all of this territory.

      او می‌خواست فرمانروایی خود را بر سرتاسر این سرزمین گسترش دهد.

      That idea once held sway but is now forgotten.

      یک وقتی آن اندیشه رواج داشت ولی اکنون فراموش شده است.

      parents who kept their adult children under their sway

      والدینی که فرزندان بالغ خود را تحت سلطه‌ی خود نگه می‌دارند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sway

      1. noun strong influence
        Synonyms:
        power control authority command rule dominion jurisdiction government reign regime empire mastery might sovereignty clout reach range scope spread stretch sweep expanse run predominance amplitude
      1. verb move back and forth
        Synonyms:
        swing rock wave roll oscillate vibrate fluctuate waver bend incline lean undulate wobble lurch stagger careen swagger pulsate pendulate yo-yo weave blow hot and cold hem and haw
        Antonyms:
        stay steady
      1. verb influence, affect
        Synonyms:
        affect control guide manage direct dominate impress inspire persuade move dispose rule prevail on impact on get touch bias induce predispose govern work on carry strike win over lead by the nose hold sway over reign rule over soften up twist one’s arm put across turn one’s head sell hook suck in overrule brainwash whitewash incline crack
        Antonyms:
        leave alone

      Phrasal verbs

      hold sway

      حکمروا بودن، فرمانروا بودن، چیره بودن، سلطه داشتن، رواج داشتن

      Collocations

      under the sway (of)

      تحت سلطه‌ی، زیر نفوذ

      سوال‌های رایج sway

      گذشته‌ی ساده sway چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sway در زبان انگلیسی swayed است.

      شکل سوم sway چی میشه؟

      شکل سوم sway در زبان انگلیسی swayed است.

      وجه وصفی حال sway چی میشه؟

      وجه وصفی حال sway در زبان انگلیسی swaying است.

      سوم‌شخص مفرد sway چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sway در زبان انگلیسی sways است.

      ارجاع به لغت sway

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sway» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sway

      لغات نزدیک sway

      • - swats
      • - swatter
      • - sway
      • - swayback
      • - swaybacked
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.