آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ تیر ۱۴۰۴

    Mingle

    ˈmɪŋɡl ˈmɪŋɡl

    گذشته‌ی ساده:

    mingled

    شکل سوم:

    mingled

    سوم‌شخص مفرد:

    mingles

    وجه وصفی حال:

    mingling

    معنی mingle | جمله با mingle

    verb - intransitive verb - transitive C2

    مخلوط کردن، آمیختن، ترکیب کردن، مخلوط شدن، قاطی کردن

    The spices mingle well in this soup, giving it a rich and layered flavor.

    ادویه‌ها در این سوپ به‌خوبی مخلوط شده‌اند و طعمی غنی و چندلایه به آن داده‌اند.

    The muddy water of the river mingles with the green (water) of the lake.

    آب گل‌آلود رودخانه با آب سبز دریاچه می‌آمیزد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    In his speech, he mingles truth and lies.

    در نطقش حقیقت را با دروغ قاطی می‌کند.

    verb - intransitive C2

    برخورد اجتماعی داشتن، معاشرت کردن، با دیگران قاطی شدن، تعامل اجتماعی داشتن، گرم گرفتن، گپ زدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    He was shy at first, but eventually started to mingle with the crowd.

    اول خجالتی بود، ولی در نهایت شروع کرد به در جمع گپ زدن.

    She spent the whole evening mingling with guests and making everyone feel welcome.

    تمام شب را با مهمان‌ها گرم گرفت و کاری کرد همه احساس راحتی کنند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He only mingles with millionaires.

    او فقط با میلیونرها درمی‌آمیزد.

    With the expansion of communication, various races will further mingle.

    با گسترش ارتباطات نژادهای مختلف معاشرت بیشتری خواهند داشت.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mingle

    1. verb physically join
      Synonyms:
      mix unite merge blend wed marry meld combine intermix intermingle commingle amalgamate compound coalesce interweave
      Antonyms:
      disjoin
    1. verb socialize
      Synonyms:
      associate mix hang out fraternize hobnob circulate network rub shoulders consort gang up pool work the room tie in
      Antonyms:
      be unsociable

    سوال‌های رایج mingle

    گذشته‌ی ساده mingle چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده mingle در زبان انگلیسی mingled است.

    شکل سوم mingle چی میشه؟

    شکل سوم mingle در زبان انگلیسی mingled است.

    وجه وصفی حال mingle چی میشه؟

    وجه وصفی حال mingle در زبان انگلیسی mingling است.

    سوم‌شخص مفرد mingle چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد mingle در زبان انگلیسی mingles است.

    ارجاع به لغت mingle

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «mingle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/mingle

    لغات نزدیک mingle

    • - ming
    • - ming tree
    • - mingle
    • - mingy
    • - mini-
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    forfeiture fordo foremost awakening Jesus Christ me mrs position chasten Dom chaparral update appetizing aerosol convenience بی ریش آیلتس بیابان بی‌خود بیرون مد روز بیسکویت ترد بیهوش کردن بیل بی‌تاب بی‌تابی بی‌تربیت بی‌حس بی‌خبر بی‌خیال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.