آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ مهر ۱۴۰۴

      Compound

      ˈkɑːmpaʊnd kəmˈpaʊnd ˈkɒmpaʊnd kəmˈpaʊnd

      گذشته‌ی ساده:

      compounded

      شکل سوم:

      compounded

      سوم‌شخص مفرد:

      compounds

      وجه وصفی حال:

      compounding

      شکل جمع:

      compounds

      معنی compound | جمله با compound

      noun countable

      شیمی ترکیب شیمیایی، ماده‌ی مرکب، ماده‌ی شیمیایی ترکیبی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      Scientists discovered a compound that glows in the dark.

      دانشمندان، ترکیب شیمیایی‌ای کشف کردند که در تاریکی می‌درخشد.

      Water is a simple compound made from hydrogen and oxygen.

      آب، ترکیبی ساده است که از هیدروژن و اکسیژن تشکیل شده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a chemical compound

      ترکیب شیمیایی

      noun countable formal

      ترکیب، آمیزه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      The dish is a compound of spices from different regions.

      این غذا ترکیبی از ادویه‌های مناطق مختلف است.

      The painting is a compound of several styles, making it unique.

      این نقاشی آمیزه‌ای از چند سبک است که آن را منحصربه‌فرد می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a compound of nationalism and expansionism

      آمیزه‌ای از میهن‌دوستی و توسعه‌طلبی

      noun countable

      زبان‌شناسی کلمه‌ی مرکب، واژه‌ی ترکیبی

      ‘Toothpaste’ is a common compound that we use every day.

      «Toothpaste» واژه‌ی مرکب رایجی است که هر روز استفاده می‌کنیم.

      Many new compounds are created in technology and science terms.

      بسیاری از واژه‌های ترکیبی جدید در اصطلاحات فناوری و علوم ایجاد می‌شوند.

      noun countable

      محوطه‌ی بسته، مجموعه‌ی محصور، کمپ

      The prison compound was surrounded by barbed wire.

      محوطه‌ی زندان با سیم خاردار محصور شده بود.

      They built a residential compound with several houses and a park.

      آن‌ها مجموعه‌‌ای مسکونی با چند خانه و یک پارک ساختند.

      verb - transitive

      تشدید کردن، بدتر کردن، پیچیده‌تر کردن، شدت بخشیدن

      He compounded his misfortune by losing his car key.

      با گم کردن کلید ماشین، بدبیاری خود را تشدید کرد.

      Her headache was compounded by the loud music at the party.

      سردرد او با موسیقی بلند مهمانی، شدت یافت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to compound a problem

      مسئله‌ای را بدتر کردن

      verb - transitive

      ترکیب کردن، مخلوط کردن، آمیختن

      Scientists compounded several solutions to test their chemical reactions.

      دانشمندان چند محلول را ترکیب کردند تا واکنش‌های شیمیایی آن‌ها را آزمایش کنند.

      The chef compounded different spices to create a unique flavor.

      سرآشپز ادویه‌های مختلف را مخلوط کرد تا طعمی منحصربه‌فرد بسازد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to compound various elements

      عوامل مختلف را با هم ترکیب کردن

      adjective

      مرکب، چندبخشی، ترکیبی

      A butterfly has compound eyes.

      پروانه دارای چشمان مرکب است.

      The bridge is a compound structure of steel and concrete.

      این پل سازه‌ای ترکیبی از فولاد و بتن است.

      adjective

      اقتصاد مرکب (مربوط به سودی که هم روی مبلغ اصلی و هم روی سودهای جمع‌شده‌ی قبلی محاسبه می‌شود)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      Compound interest allows your savings to grow faster over time.

      سود مرکب به پس‌انداز شما اجازه می‌دهد که با گذشت زمان سریع‌تر رشد کند.

      By reinvesting the earnings, the effect of compound interest becomes more significant.

      با سرمایه‌گذاری مجدد درآمدها، اثر سود مرکب قابل توجه‌تر می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      compounded interest

      بهره‌ی مرکب، ربح مرکب

      Interest is compounded semiannually.

      بهره‌ی مرکب هر سال دو بار محاسبه می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد compound

      1. noun combination, mixture
        Synonyms:
        combination mixture blend union composite composition synthesis combo amalgamation fusion aggregate mixture stew medley mishmash soup goulash alloy compost conglomerate admixture amalgam commixture
      1. verb mix, combine
        Synonyms:
        mix combine mingle blend unite join connect couple fuse link associate synthesize make up intermingle commingle coalesce commix meld admix amalgamate concoct bracket immix coagment
        Antonyms:
        separate divide unmix
      1. verb make difficult; complicate
        Synonyms:
        worsen aggravate confuse intensify exacerbate heighten add to augment multiply extend make complex make intricate magnify confound
        Antonyms:
        better make easy uncomplicate

      Collocations

      be compounded of

      مرکب بودن از، متشکل بودن از، هم‌نهاد بودن

      Idioms

      compound a felony (or crime)

      حق‌السکوت گرفتن، (در مقابل رشوه) از تعقیب قانونی صرف‌نظر کردن

      سوال‌های رایج compound

      گذشته‌ی ساده compound چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده compound در زبان انگلیسی compounded است.

      شکل سوم compound چی میشه؟

      شکل سوم compound در زبان انگلیسی compounded است.

      شکل جمع compound چی میشه؟

      شکل جمع compound در زبان انگلیسی compounds است.

      وجه وصفی حال compound چی میشه؟

      وجه وصفی حال compound در زبان انگلیسی compounding است.

      سوم‌شخص مفرد compound چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد compound در زبان انگلیسی compounds است.

      ارجاع به لغت compound

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «compound» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/compound

      لغات نزدیک compound

      • - compotator
      • - compote
      • - compound
      • - compound a felony (or crime)
      • - compound animal
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.