آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ آذر ۱۴۰۴

    Amalgamation

    əˌmælgəˈmeɪʃn əˌmælgəˈmeɪʃn

    شکل جمع:

    amalgamations

    معنی amalgamation | جمله با amalgamation

    noun

    امیختگی، آمیزش، امتزاج، ملقمه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    the amalgamation of several large companies

    ادغام چندین شرکت بزرگ

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد amalgamation

    1. noun the combination of two or more commercial companies
      Synonyms:
      merger uniting
    1. noun something produced by mixing
      Synonyms:
      mixture mix blend admixture amalgam fusion merger commixture

    سوال‌های رایج amalgamation

    شکل جمع amalgamation چی میشه؟

    شکل جمع amalgamation در زبان انگلیسی amalgamations است.

    معنی amalgamation به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «amalgamation» در زبان انگلیسی به معنای «ادغام»، «ترکیب» یا «امتزاج» است.

    این واژه معمولاً برای توصیف فرآیند یا نتیجه‌ی ترکیب دو یا چند چیز به صورت کامل و یکپارچه به کار می‌رود، به گونه‌ای که عناصر جداگانه در کنار هم به یک کل جدید تبدیل می‌شوند.

    در دنیای کسب‌وکار و اقتصاد، «amalgamation» یکی از اصطلاحات مهم است که به ترکیب دو یا چند شرکت یا سازمان اشاره دارد. وقتی شرکت‌ها تصمیم می‌گیرند با هم ادغام شوند، به طوری که دارایی‌ها، منابع و عملیات‌شان به شکل یک واحد منسجم و بزرگ‌تر درآید، از این واژه استفاده می‌شود. این فرآیند معمولاً با هدف افزایش کارایی، کاهش هزینه‌ها، گسترش بازار یا بهبود توان رقابتی انجام می‌شود و در بسیاری از صنایع رایج است.

    فراتر از حوزه‌ی کسب‌وکار، «amalgamation» در زمینه‌های دیگر نیز کاربرد دارد. به عنوان مثال، در علم مواد، این واژه برای توصیف ترکیب دو یا چند ماده به صورت فیزیکی یا شیمیایی به کار می‌رود که نتیجه آن تشکیل ماده‌ای جدید با ویژگی‌های متفاوت است. همچنین در فرهنگ و جامعه، می‌توان این کلمه را برای اشاره به ترکیب فرهنگی یا اجتماعی گروه‌های مختلف به کار برد، جایی که عناصر مختلف فرهنگی در کنار هم شکل یک هویت جدید را می‌سازند.

    در حقوق نیز «amalgamation» به مفهوم ادغام قانونی دو شرکت یا موسسه اشاره دارد که پس از آن شرکت‌های جداگانه منحل شده و شرکت جدیدی تشکیل می‌شود. این فرآیند معمولاً به تصویب مراجع قانونی نیاز دارد و مستلزم رعایت قوانین و مقررات خاص است تا حقوق ذینفعان حفظ شود.

    از نظر زبان‌شناسی، «amalgamation» از فعل «amalgamate» به معنای «ادغام کردن» یا «ترکیب کردن» مشتق شده و ریشه آن به زبان لاتین بازمی‌گردد. این واژه به طور گسترده در متون تخصصی، تجاری و علمی استفاده می‌شود و فهم درست آن می‌تواند به درک بهتر متون مربوط به کسب‌وکار، حقوق، علوم مواد و جامعه‌شناسی کمک کند.

    ارجاع به لغت amalgamation

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «amalgamation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/amalgamation

    لغات نزدیک amalgamation

    • - amalgamable
    • - amalgamate
    • - amalgamation
    • - amalgamator
    • - amalthaea or amalthea
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.