آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۴

      Overlook

      ˈoʊvərlʊk ˌoʊvərˈlʊk ˈəʊvəlʊk ˌəʊvəˈlʊk

      گذشته‌ی ساده:

      overlooked

      شکل سوم:

      overlooked

      سوم‌شخص مفرد:

      overlooks

      وجه وصفی حال:

      overlooking

      شکل جمع:

      overlooks

      معنی overlook | جمله با overlook

      verb - transitive B2

      مشرف بودن، دید داشتن، چشم‌انداز داشتن، رو به بودن، قابل دیدن بودن (از بالا)

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      My balcony overlooks a beautiful garden.

      بالکن من بر باغ زیبایی مشرف است.

      The commander stood up and overlooked the map on the table.

      فرمانده ایستاد و (از بالا) به نقشه‌ی روی میز نگاه کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a house overlooking the Caspian Sea

      خانه‌ای مشرف به دریای خزر

      verb - transitive C2

      نادیده گرفتن، توجه نکردن، غفلت کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      The teacher overlooked several of my spelling mistakes.

      معلم متوجه چندین اشتباه املایی من نشد.

      If overlooked, these errors will be repeated.

      این اشتباهات اگر نادیده انگاشته شوند تکرار خواهند شد.

      verb - transitive

      چشم‌پوشی کردن، گذشت کردن، نادیده گرفتن (از روی بخشش)

      You are late, but this time I am going to overlook (it).

      دیر کرده‌ای؛ ولی این دفعه چشم‌پوشی می‌کنم.

      The manager chose to overlook the mistake since it was minor.

      مدیر تصمیم گرفت از خطا بگذرد چون جزئی بود.

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی نقطه‌ی دید، محل دید، سکوی دید

      در انگلیسی بریتانیایی از viewpoint استفاده می‌شود.

      Tourists love the overlook at the top of the mountain.

      گردشگران از سکوی دید در بالای کوه لذت می‌برند.

      The trail leads to a natural overlook where you can see the entire canyon.

      این مسیر به محل دید طبیعی‌ای می‌رسد که می‌توان کل دره را مشاهده کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد overlook

      1. verb disregard, neglect
        Synonyms:
        ignore neglect miss forget omit pass slight discount fail to notice leave out pay no attention pass by let go let slide leave undone make light of slip up overpass disdain let fall between the cracks
        Antonyms:
        notice regard respect attend heed look at honor
      1. verb make allowances for
        Synonyms:
        forgive excuse ignore bear with tolerate handle take condone disregard put up with live with let pass blink at go along with look the other way turn blind eye to stand for stomach pay no mind let bygones be bygones wipe slate clean whitewash wink at tune out play past grin and bear it roll with punches swim with the tide
        Antonyms:
        refuse deny prevent veto
      1. verb have a view of something
        Synonyms:
        view look out on look over command survey dominate oversee inspect look out give on give upon command a view have a prospect of afford a view front on watch over look down tower over soar above mount top overtop surmount
      1. verb supervise
        Synonyms:
        control oversee boss superintend survey chaperon quarterback
        Antonyms:
        serve follow

      سوال‌های رایج overlook

      گذشته‌ی ساده overlook چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده overlook در زبان انگلیسی overlooked است.

      شکل سوم overlook چی میشه؟

      شکل سوم overlook در زبان انگلیسی overlooked است.

      وجه وصفی حال overlook چی میشه؟

      وجه وصفی حال overlook در زبان انگلیسی overlooking است.

      سوم‌شخص مفرد overlook چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد overlook در زبان انگلیسی overlooks است.

      ارجاع به لغت overlook

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «overlook» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/overlook

      لغات نزدیک overlook

      • - overloaded
      • - overlong
      • - overlook
      • - overlook the garden
      • - overlord
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.