آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴

    Walkover

    ˈwɒːkˌoʊvər ˈwɔːkˌəʊvə

    شکل جمع:

    walkovers

    معنی walkover | جمله با walkover

    noun countable informal

    پیروزی آسان، برد راحت، پیروزی یک‌طرفه، برد بی‌زحمت

    در انگلیسی آمریکایی از walkaway هم استفاده می‌شود.

    With their star player injured, the match became a walkover for the other side.

    با مصدوم شدن بازیکن ستاره‌شان، بازی برای تیم مقابل برد راحتی بود.

    Don’t expect a walkover. they’ve been training hard.

    انتظار پیروزی بی‌زحمت نداشته باش. آن‌ها سخت تمرین کرده‌اند.

    noun countable

    پیروزی بدون رقابت، برد ازپیش‌تعیین‌شده (به‌دلیل انصراف رقیب)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    The player got a walkover in the first round when his opponent was disqualified.

    بازیکن در دور اول پیروزی بدون رقابتی به دست آورد، وقتی که حریفش محروم شد.

    They advanced to the final by walkover after the other team forfeited.

    پس‌از اینکه تیم دیگر از رقابت کنار رفت، آن‌ها با بردی ازپیش‌تعیین‌شده به فینال صعود کردند.

    noun countable

    مسابقه‌ی اسب‌دوانی با یک شرکت‌کننده (لذا حتی با آهسته رفتن هم برنده می‌شود)

    The jockey rode his horse in what was essentially a walkover.

    سوارکار اسب خود را در آنچه اساساً مسابقه‌ای با یک شرکت‌کننده بود، سوار شد.

    Due to unforeseen circumstances, the main race ended up being a walkover.

    به‌دلیل شرایط پیش‌بینی‌نشده، مسابقه‌ی اصلی در نهایت مسابقه‌ی تک‌اسبه شد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد walkover

    1. noun an easy victory
      Synonyms:
      walkaway runaway romp
    1. noun an easily accomplished task
      Synonyms:
      breeze cinch snap pushover picnic piece-of-cake child's play easy win triumph conquest walkaway duck soup

    سوال‌های رایج walkover

    شکل جمع walkover چی میشه؟

    شکل جمع walkover در زبان انگلیسی walkovers است.

    ارجاع به لغت walkover

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «walkover» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/walkover

    لغات نزدیک walkover

    • - walkman
    • - walkout
    • - walkover
    • - walks of life
    • - walkway
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.