ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Celebrate

ˈseləbreɪt ˈseləbreɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    celebrated
  • شکل سوم:

    celebrated
  • سوم شخص مفرد:

    celebrates
  • وجه وصفی حال:

    celebrating

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • verb - transitive B1
    جشن گرفتن، عید گرفتن، تقدیس کردن، تجلیل کردن
    • - The priest celebrated Mass.
    • - کشیش مراسم عشای ربانی را اجرا کرد.
    • - They celebrate their independence day every year.
    • - هر سال روز استقلالشان را جشن می‌گیرند.
    • - Do they celebrate birthdays in your country?
    • - آیا در کشور شما زادروز را جشن می‌گیرند؟
  • verb - intransitive
    آیین (جشن یا عیدی را) نگاه داشتن، جشن گرفتن
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد celebrate

  1. verb commemorate occasion, achievement
    Synonyms: beat the drum, bless, blow off steam, carouse, ceremonialize, commend, consecrate, dedicate, drink to, eulogize, exalt, extol, feast, fete, glorify, hallow, have a ball, honor, jubilate, keep, kick up one’s heels, laud, let loose, lionize, live it up, make merry, make whoopee, mark with a red letter, memorialize, observe, paint the town red, party, perform, praise, proclaim, publicize, raise hell, rejoice, revel, revere, ritualize, signalize, solemnize
    Antonyms: disregard, forget, ignore, neglect, overlook

لغات هم‌خانواده celebrate

ارجاع به لغت celebrate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «celebrate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/celebrate

لغات نزدیک celebrate

پیشنهاد بهبود معانی