آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ اسفند ۱۴۰۴

      Forget

      fərˈɡet fəˈɡet

      گذشته‌ی ساده:

      forgot

      شکل سوم:

      forgotten

      سوم‌شخص مفرد:

      forgets

      وجه وصفی حال:

      forgetting

      معنی forget | جمله با forget

      verb - transitive B1

      فراموش کردن، فراموشی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      We will neither forgive, nor forget, nor back down.

      نه می‌بخشیم، نه فراموش می‌کنیم، نه عقب می‌نشینیم.

      I'll never forget the day he died.

      هرگز روز مرگ او را فراموش نخواهم کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I have forgotten her name.

      اسم او یادم رفته.

      Don't forget to call!

      یادت نره تلفن بزنی!

      I forgot about my appointment with him.

      قرار ملاقات با او را فراموش کردم.

      Let's forget our differences.

      بیایید اختلافات خود را به دست فراموشی بسپاریم.

      verb - transitive

      صرف‌نظر کردن، غفلت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد forget

      1. verb not be able to remember
        Synonyms:
        disremember fail to remember draw a blank escape one’s memory lose sight of let slip from memory dismiss from mind think no more of clean forget obliterate misrecollect lose consciousness of consign to oblivion blow
        Antonyms:
        remember recall recollect learn
      1. verb leave behind
        Synonyms:
        ignore disregard neglect omit overlook skip drop fail lose sight of pass over discount slight blink overpass transgress trespass
        Antonyms:
        remember take carry

      Idioms

      forget it!

      مهم نیست!، اهمیتی ندارد!، فراموشش کن!، بگذریم!، چیزی نیست!، بیخیال!، ولش کن!، بهش فکر نکن!

      forget oneself

      1- به فکر دیگران بودن، ازخودگذشتگی کردن 2- گستاخی کردن، عنان اختیار از کف دادن

      لغات هم‌خانواده forget

      noun
      forgetfulness
      adjective
      forgetful, forgettable
      verb - transitive
      forget
      adverb
      forgetfully, unforgettably

      سوال‌های رایج forget

      گذشته‌ی ساده forget چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده forget در زبان انگلیسی forgot است.

      شکل سوم forget چی میشه؟

      شکل سوم forget در زبان انگلیسی forgotten است.

      وجه وصفی حال forget چی میشه؟

      وجه وصفی حال forget در زبان انگلیسی forgetting است.

      سوم‌شخص مفرد forget چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد forget در زبان انگلیسی forgets است.

      ارجاع به لغت forget

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «forget» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/forget

      لغات نزدیک forget

      • - forger
      • - forgery
      • - forget
      • - forget it!
      • - forget oneself
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.