آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Trespass

      -pəs / / -pæs ˈtrespəs

      گذشته‌ی ساده:

      trespassed

      شکل سوم:

      trespassed

      سوم‌شخص مفرد:

      trespasses

      وجه وصفی حال:

      trespassing

      معنی trespass | جمله با trespass

      noun verb - intransitive

      (ملک و غیره) تجاوز کردن، بی‌اجازه داخل شدن، فراتازی کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      Private property -- No trespassing allowed!

      ملک خصوصی - ورود غیرمجاز ممنوع است!

      Those who trespass will be arrested.

      کسانی که بدون مجوز وارد شوند، بازداشت خواهند شد.

      verb - intransitive noun

      (اخلاق و قانون و غیره) تخلف کردن، زیر پا گذاشتن، مرتکب گناه شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Those who trespass the law shall get what they deserve.

      آنان که قانون را زیر پا می‌گذارند، به سزای عمل خود خواهند رسید.

      verb - intransitive noun

      اجحاف کردن، تحمیل کردن، (از کسی یا چیزی) سو استفاده کردن، تعدی کردن

      to trespass on one's time

      وقت کسی را گرفتن

      Christ said we should forgive those who have trespassed against us.

      عیسی گفت: ما باید کسانی را که به ما اجحاف کرده‌اند ببخشیم.

      verb - intransitive noun

      تجاوز، فراتازی، فزون روی، تخطی

      verb - intransitive noun

      تعدی، احجاف، تحمیل

      noun verb - intransitive

      حقوق ورود غیر مجاز

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد trespass

      1. noun invasion, offense
        Synonyms:
        violation transgression infringement intrusion offense breach encroachment crime sin fault injury error misconduct misbehavior misdeed wrongdoing delinquency iniquity misdemeanor contravention evildoing unlawful entry wrongful entry obtrusion entrenchment poaching
        Antonyms:
        retreat
      1. verb infringe, offend
        Synonyms:
        offend violate transgress err intrude encroach invade penetrate wrong mix in meddle butt in kibitz poke nose in muscle in interlope deviate lapse sin displease misbehave obtrude overstep horn in stick nose in do wrong by crash poach entrench chisel in crash the gates
        Antonyms:
        retreat

      سوال‌های رایج trespass

      گذشته‌ی ساده trespass چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده trespass در زبان انگلیسی trespassed است.

      شکل سوم trespass چی میشه؟

      شکل سوم trespass در زبان انگلیسی trespassed است.

      وجه وصفی حال trespass چی میشه؟

      وجه وصفی حال trespass در زبان انگلیسی trespassing است.

      سوم‌شخص مفرد trespass چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد trespass در زبان انگلیسی trespasses است.

      ارجاع به لغت trespass

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «trespass» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/trespass

      لغات نزدیک trespass

      • - trepidation
      • - treponema
      • - trespass
      • - trespasser
      • - tress
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.