آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ مهر ۱۴۰۴

      Wrongdoing

      ˌrɒːŋˈduːɪŋ ˈrɒŋˌduːɪŋ

      معنی wrongdoing

      noun

      خطاکاری، عمل پست و شیطنت‌آمیز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wrongdoing

      1. noun a wicked act or wicked behavior
        Synonyms:
        crime sin wrong evil offense misconduct misdeed wickedness immorality violation error misbehavior iniquity wrongful conduct evildoing malpractice peccancy actus reus deviltry diablerie
      1. noun improper, often rude behavior
        Synonyms:
        misbehavior misconduct naughtiness misdoing horseplay

      سوال‌های رایج wrongdoing

      معنی wrongdoing به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «wrongdoing» در زبان فارسی به «خطا»، «تقصیر» یا «عمل نادرست» ترجمه می‌شود.

      این واژه برای اشاره به هر گونه رفتار یا عملی به کار می‌رود که برخلاف قوانین، اصول اخلاقی یا هنجارهای اجتماعی باشد. «wrongdoing» می‌تواند شامل اشتباهات شخصی، خطاهای حرفه‌ای یا اقدامات عمدی نادرست باشد و مفهومی کلی از رفتارهای ناپسند یا نادرست را منتقل می‌کند، بدون اینکه الزاماً به مجازات قانونی اشاره داشته باشد.

      از نظر اخلاقی، «wrongdoing» به عملی اشاره دارد که موجب آسیب یا بی‌عدالتی نسبت به دیگران می‌شود. این اعمال ممکن است آشکار و بزرگ، مانند کلاهبرداری یا فریب دادن دیگران، یا پنهان و کوچک، مانند دروغ‌های روزمره یا خیانت به اعتماد، باشند. استفاده از این واژه در متون ادبی و آموزشی، معمولاً برای برجسته کردن اهمیت درستکاری، مسئولیت‌پذیری و وجدان انسانی به کار می‌رود.

      در زمینه‌ی اجتماعی، «wrongdoing» می‌تواند به رفتارهایی اشاره داشته باشد که نظم جامعه را به خطر می‌اندازد. برای مثال، انتشار شایعات، تخلفات مالی یا رفتارهای غیرمنصفانه در محیط کار، نمونه‌هایی از wrongdoing هستند. بررسی و شناخت چنین رفتارهایی در سطح جامعه، کمک می‌کند تا فرهنگ مسئولیت‌پذیری و رعایت هنجارها تقویت شود و افراد نسبت به آثار اعمال خود آگاه باشند.

      در ادبیات، «wrongdoing» اغلب با مفاهیمی مانند پشیمانی، اصلاح و یادگیری همراه است. نویسندگان و شاعران از این واژه برای نشان دادن مسیر انسان در مواجهه با خطاها و تلاش برای جبران آن‌ها استفاده می‌کنند. مثلاً داستانی که شخصیت اصلی آن با wrongdoing خود مواجه می‌شود و به اصلاح آن می‌پردازد، نه تنها آموزنده است، بلکه بازتابی از رشد اخلاقی و انسانی شخصیت را نیز نشان می‌دهد.

      «wrongdoing» واژه‌ای است که فراتر از صرفاً معنای عملی نادرست، حامل پیامی درباره مسئولیت، اخلاق و تأثیر رفتار انسان‌ها بر دیگران است. این کلمه یادآور این است که همه‌ی ما در زندگی با انتخاب‌ها و اعمال خود روبه‌رو هستیم و شناخت اشتباهات، پذیرش آن‌ها و تلاش برای اصلاح، بخشی ضروری از مسیر رشد و زندگی انسانی است.

      ارجاع به لغت wrongdoing

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wrongdoing» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wrongdoing

      لغات نزدیک wrongdoing

      • - wrong number
      • - wrongdoer
      • - wrongdoing
      • - wronged
      • - wrongful
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.