آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Wrongdoing

ˌrɒːŋˈduːɪŋ ˈrɒŋˌduːɪŋ

معنی wrongdoing

noun

خطاکاری، عمل پست و شیطنت‌آمیز

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wrongdoing

  1. noun a wicked act or wicked behavior
  1. noun improper, often rude behavior
    Synonyms:
    misbehavior misconduct naughtiness misdoing horseplay

ارجاع به لغت wrongdoing

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «wrongdoing» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/wrongdoing

لغات نزدیک wrongdoing

پیشنهاد بهبود معانی