آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ اسفند ۱۴۰۳

      Error

      ˈerər ˈerə

      شکل جمع:

      errors

      معنی error | جمله با error

      noun countable uncountable B2

      خطا، لغزش، اشتباه، غلط

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      This English composition is full of grammatical and spelling errors.

      این انشای انگلیسی پر از غلط دستوری و املایی است.

      His errors were nepotism and acceptance of gifts.

      خطای او پارتی‌بازی برای خویشاوندان خود و قبول هدایا بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He made an error in adding up the bill.

      در محاسبه‌ی صورتحساب اشتباه کرد.

      He made several major errors.

      او چندین اشتباه عمده کرد.

      They are hoping to combat error by promoting education.

      امیدوارند با ترویج آموزش با جهل پیکار کنند.

      to be in error

      در اشتباه بودن

      an error in judgement

      اشتباه در قضاوت

      gunnery errors

      خطا در تیراندازی (با توپ)

      a typographical error

      اشتباه چاپی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد error

      1. noun mistake; wrong
        Synonyms:
        mistake fault slip offense transgression sin wrongdoing failure oversight inaccuracy flaw lapse blunder goof delusion fallacy misunderstanding misconception misjudgment delinquency omission trespass falsehood untruth falsity screw-up slipup misbelief deviation miscalculation misstep bad job slight misdeed glitch miss boo-boo mismanagement faux pas absurdity howler screamer solecism erratum miscue boner stumble x
        Antonyms:
        truth right accuracy correction certainty validity

      Collocations

      cumulative error

      لغزش فزونگر (اشتباهی که میزان و اهمیت آن در آزمون‌های پی‌درپی مرتباً بیشتر می‌شود)، خطای تراکمی

      an error of judgement

      خطای داوری، اشتباه در قضاوت

      error of judgement

      خطای قضاوت/اشتباه در قضاوت

      see the error of your ways

      پی بردن به اشتباهات خود/متوجه اشتباه خود شدن

      spot an error

      تشخیص دادن اشتباه/متوجه خطا شدن

      Idioms

      trial and error

      آزمایش‌و‌خطا، آزمون‌وخطا

      لغات هم‌خانواده error

      noun
      error
      adjective
      erroneous

      سوال‌های رایج error

      شکل جمع error چی میشه؟

      شکل جمع error در زبان انگلیسی errors است.

      ارجاع به لغت error

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «error» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/error

      لغات نزدیک error

      • - erroneously
      • - erroneousness
      • - error
      • - error burst
      • - error cheking code
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.