آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ دی ۱۴۰۴

      Blunder

      ˈblʌndər ˈblʌndə

      گذشته‌ی ساده:

      blundered

      شکل سوم:

      blundered

      سوم‌شخص مفرد:

      blunders

      وجه وصفی حال:

      blundering

      شکل جمع:

      blunders

      معنی blunder | جمله با blunder

      noun countable

      اشتباه بزرگ، اشتباه فاحش (ناشی از حماقت و نادانی یا بی‌دقتی و غیره)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      His blunders almost cost him his life.

      اشتباه‌های احمقانه‌اش نزدیک بود به قیمت جانش تمام شود.

      He was disappointed by his blunder on the final exam.

      از اشتباه فاحشش در آزمون نهایی مأیوس شد.

      verb - intransitive

      اشتباه کردن، مرتکب اشتباه شدن (از روی پخمگی یا نادانی یا بی‌احتیاطی و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The servant blundered and delivered the money at the wrong address.

      مستخدم اشتباه کرد و پول‌ها را به آدرس عوضی تحویل داد.

      I blundered when I accidentally deleted an important file from my computer without backing it up.

      وقتی به‌طور تصادفی یک فایل مهم را بدون پشتیبان‌گیری از کامپیوترم حذف کردم، مرتکب اشتباه شدم.

      verb - intransitive

      کوکورانه رفتن، با بی‌دقتی راه رفتن، بی‌محابا حرکت کردن، کورمال کورمال حرکت کردن

      The toddler blundered around the room, bumping into furniture and tripping over toys.

      کودک نوپا در اتاق بی‌محابا حرکت کرد، به مبلمان برخورد کرد و روی اسباب‌بازی‌ها افتاد.

      She blundered through the crowded streets, constantly turning the wrong way.

      او در خیابان‌های پرازدحام کورکورانه حرکت می‌رفت و مدام راه را اشتباه می‌رفت.

      verb - transitive

      از روی بی‌فکری گفتن، بدون فکر گفتن، غفلتاً ببان کردن

      She blundered her surprise.

      پاسخش را از روی بی‌فکری بیان کرد.

      He blundered and let slip the confidential information.

      او با بی‌فکری سخن گفت و اجازه داد اطلاعات محرمانه فاش شود.

      verb - transitive

      کورکورانه وارد شدن، به‌اشتباه وارد شدن، بی‌محابا وارد شدن، غفلتاً درگیر شدن

      The spider waits for the victim to blunder into the web.

      عنکبوت صبر می‌کند تا طعمه کورکورانه وارد تار شود.

      I blundered into the wrong classroom and realized my mistake when I saw unfamiliar faces staring at me.

      به‌اشتباه وارد کلاس اشتباهی شدم و وقتی چهره‌های ناآشنا را دیدم که به من خیره شده بودند، متوجه اشتباهم شدم.

      noun

      شطرنج ورزش اشتباه فاحش (خطایی بزرگ در بازی شطرنج که نتیجه‌ی بازی را به‌طور ناگهانی به ضرر بازیکن تغییر می‌دهد)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شطرنج

      مشاهده
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد blunder

      1. noun mistake
        Synonyms:
        error slip fault oversight mistake goof blooper slip-up bungle flub lapse inaccuracy gaffe boo-boo muff fluff faux pas boner trip impropriety dumb move dumb thing to do howler indiscretion solecism
        Antonyms:
        correction accuracy fix restitution
      1. verb make mistake
        Synonyms:
        err slip up mess up screw up foul up bungle flub stumble botch misjudge fumble confuse ball up bobble bumble louse up gum up drop the ball flounder
        Antonyms:
        fix correct restore

      سوال‌های رایج blunder

      گذشته‌ی ساده blunder چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده blunder در زبان انگلیسی blundered است.

      شکل سوم blunder چی میشه؟

      شکل سوم blunder در زبان انگلیسی blundered است.

      شکل جمع blunder چی میشه؟

      شکل جمع blunder در زبان انگلیسی blunders است.

      وجه وصفی حال blunder چی میشه؟

      وجه وصفی حال blunder در زبان انگلیسی blundering است.

      سوم‌شخص مفرد blunder چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد blunder در زبان انگلیسی blunders است.

      ارجاع به لغت blunder

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «blunder» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/blunder

      لغات نزدیک blunder

      • - bluing
      • - bluish
      • - blunder
      • - blunderbuss
      • - blunderer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.