فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Ball Up

آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

  • phrasal verb
    گیج کردن، سردرگم کردن
  • phrasal verb
    حلقه کردن، گلوله کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد ball up

  1. phrasal verb Crush into a ball shape
  2. phrasal verb Coil up into a ball
  3. phrasal verb Hunch over and pull in one's arms and legs

ارجاع به لغت ball up

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «ball up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/ball-up

لغات نزدیک ball up

پیشنهاد بهبود معانی