آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ بهمن ۱۴۰۲

      Muff

      mʌf mʌf

      گذشته‌ی ساده:

      muffed

      شکل سوم:

      muffed

      سوم‌شخص مفرد:

      muffs

      وجه وصفی حال:

      muffing

      شکل جمع:

      muffs

      معنی muff | جمله با muff

      noun countable

      دست‌پوش، دست‌گرم‌کن (دستکش لوله‌مانند از پشم یا خز که دو دست را از دو طرف داخل آن می‌کنند)

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      She wrapped her hands in the muff.

      دست‌هایش را در دست‌پوش حلقه کرد.

      The muff was made of soft fur.

      دست‌گرم‌کن از خز نرمی درست شده بود.

      verb - intransitive verb - transitive informal

      از دست دادن (فرصت)، گند زدن، خراب کردن، بد انجام دادن، خیطی بالا آوردن

      I had a wonderful opportunity, but I muffed it.

      فرصت بسیار خوبی داشتم ولی آن را از دست دادم.

      He muffed that job interview by showing up late and unprepared.

      او آن مصاحبه‌ی شغلی را با دیر حاضر شدن و ناآمادگی خراب کرد.

      verb - intransitive verb - transitive

      ورزش از دست دادن (توپ)، توپ را از دست دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      The player tried to make the catch, but he ended up muffing it.

      بازیکن سعی کرد توپ را بگیرد اما در نهایت آن را از دست داد.

      He tried to catch the ball, but he muffed it.

      او سعی کرد توپ را بگیرد اما آن را آن را از دست داد.

      noun verb - transitive adverb

      دست‌پوش، دست گرم کن، بد بازیکن، ناشی، خیطی بالا آوردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد muff

      1. verb bungle
        Synonyms:
        mess up screw up foul up mishandle mismanage botch flub fumble goof up blunder err slip miscalculate make a mess of drop the ball choke boggle

      سوال‌های رایج muff

      گذشته‌ی ساده muff چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده muff در زبان انگلیسی muffed است.

      شکل سوم muff چی میشه؟

      شکل سوم muff در زبان انگلیسی muffed است.

      شکل جمع muff چی میشه؟

      شکل جمع muff در زبان انگلیسی muffs است.

      وجه وصفی حال muff چی میشه؟

      وجه وصفی حال muff در زبان انگلیسی muffing است.

      سوم‌شخص مفرد muff چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد muff در زبان انگلیسی muffs است.

      ارجاع به لغت muff

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «muff» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/muff

      لغات نزدیک muff

      • - muesli
      • - muezzin
      • - muff
      • - muff-diving
      • - muffin
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.