آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Err

ɜːr ɜːr ɜː

گذشته‌ی ساده:

erred

شکل سوم:

erred

سوم‌شخص مفرد:

errs

وجه وصفی حال:

erring

معنی err | جمله با err

verb - intransitive

خطاکردن، در اشتباه بودن، غلط بودن، گمراه شدن، به غلط قضاوت کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

He erred in every one of his judgements.

در کلیه‌ی داوری‌های خود اشتباه کرد.

To err is human, to forgive divine.

گمراه شدن کار بشر و بخشودن کار خداست.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

if you err and disobey the Lord's commandment ...

اگر منحرف شوی و امر خداوند را اطاعت نکنی ...

to err on the side of caution

جانب احتیاط را گرفتن

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد err

  1. verb make a mistake; do wrong
    Antonyms:

Idioms

err on the side of (something)

(در امر خیر یا چیز خوب) زیاده‌روی کردن، جانب (چیزی را) گرفتن

سوال‌های رایج err

گذشته‌ی ساده err چی میشه؟

گذشته‌ی ساده err در زبان انگلیسی erred است.

شکل سوم err چی میشه؟

شکل سوم err در زبان انگلیسی erred است.

وجه وصفی حال err چی میشه؟

وجه وصفی حال err در زبان انگلیسی erring است.

سوم‌شخص مفرد err چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد err در زبان انگلیسی errs است.

ارجاع به لغت err

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «err» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/err

لغات نزدیک err

پیشنهاد بهبود معانی