آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ بهمن ۱۴۰۴

      Crime

      kraɪm kraɪm

      شکل جمع:

      crimes

      معنی crime | جمله با crime

      noun countable uncountable B1

      حقوق جرم، جنایت، خلاف، تبهکاری، بزه، عمل غیرقانونی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      The crime rate is on the rise.

      میزان جنایات رو به افزایش است.

      Murder is a serious crime.

      آدم‌کشی جرم بزرگی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Massacre is a grave crime, and a severe punishment awaits the perpetrator.

      قتل عام، جرم بزرگی است و مجازات سنگینی در انتظار مجرم است.

      Killing innocent people is an example of a crime against humanity.

      کشتن انسان‌های بی‌گناه از مصادیق جرم علیه بشریت است.

      Youth crime has become a major social issue.

      بزهکاری نوجوانان به معضل اجتماعی بزرگی تبدیل شده است.

      noun singular

      ظلم، کار غلط، اشتباه، گناه، بی‌انصافی، مایه‌ی تأسف

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Cutting artists’ funding is a cultural crime, some critics argue.

      برخی منتقدان معتقدند کاهش بودجه‌ی هنرمندان، ظلم فرهنگی است.

      It is a crime to waste good food.

      حرام کردن خوراک خوب گناه دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It's a crime that you didn't finish high school!

      مایه‌ی تأسف است که شما دبیرستان را تمام نکردید!

      noun uncountable

      اثر جنایی (فیلم، رمان و...)

      Streaming platforms invest heavily in crime series.

      پلتفرم‌های استریم به‌شدت روی سریال‌های جنایی سرمایه‌گذاری می‌کنند.

      Nordic authors have reshaped modern crime literature.

      نویسندگان اسکاندیناویایی ادبیات جنایی معاصر را دگرگون کرده‌اند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد crime

      1. noun something that offends one's sense of propriety, fairness, or justice
        Synonyms:
        offense outrage sin
      1. noun a great disappointment or regrettable fact
        Synonyms:
        pity shame bummer
      1. noun offense against the law
        Synonyms:
        wrongdoing offense violation evil fault transgression infraction illegality delinquency misconduct trespass villainy breach infringement corruption criminality lawlessness depravity immorality wickedness atrocity scandal outrage iniquity malfeasance misdeed felony vice case job racket break tort dereliction antisocial behavior unlawful act malefaction enormity delict abomination mortal sin fast one caper hit sneak delictum
        Antonyms:
        kindness good deed

      Collocations

      commit a crime

      مرتکب جنایت (بزه یا جرم) شدن

      breed crime

      جرم را پرورش دادن، باعث جرم شدن

      cause crime

      موجب جرم/جنایت شدن، باعث جرم/جنایت شدن

      combat crime

      مبارزه با جرم و جنایت

      crime figures

      آمار جرم و جنایت

      Collocations بیشتر

      crime rate

      نرخ جرم و جنایت

      crime wave

      موج جرم و جنایت

      fight crime

      مبارزه با جرم و جنایت

      fight against crime

      مبارزه علیه جرم و جنایت

      juvenile crime

      بزهکاری نوجوانان/اطفال

      petty crime

      جرم خرد/خرده جرم

      street crime

      جرم خیابانی

      tackle crime

      مقابله با جرم/رسیدگی کردن به جرم

      target serious crime

      هدف قرار دادن جرایم جدی

      vehicle crime

      جرم مرتبط با وسیله نقلیه

      war on crime

      مبارزه با جرم و جنایت

      soaring crime rates

      نرخ فزاینده جرم و جنایت، افزایش شدید جرم

      conduct an investigation into a crime

      انجام تحقیقات در مورد یک جرم

      dig out info about a crime

      کشف اطلاعات در مورد یک جرم / بیرون کشیدن اطلاعات درباره یک جنایت

      Idioms

      crime doesn't pay

      جنایتکار همیشه گیر می‌افتد.

      compound a felony (or crime)

      حق‌السکوت گرفتن، (در مقابل رشوه) از تعقیب قانونی صرف‌نظر کردن

      لغات هم‌خانواده crime

      noun
      crime, criminal, criminologist, criminology
      adjective
      criminal, incriminating
      verb - transitive
      incriminate, criminalize
      adverb
      criminally

      سوال‌های رایج crime

      شکل جمع crime چی میشه؟

      شکل جمع crime در زبان انگلیسی crimes است.

      ارجاع به لغت crime

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «crime» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/crime

      لغات نزدیک crime

      • - crikey
      • - crim con
      • - crime
      • - crime doesn't pay
      • - crime figures
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pisa munchkin pay it forward peerless personify puppy parenteral AI thrust air cover discover hike toddler acron floodwater بوف بی انرژی بی سر و صدا بیشتر اوقات بیمه کردن بیمه نامه بی آبی بی‌ادب بی دقت بی دقتی بی‌رحم بی‌هویت تابیدن تاکید کردن تاکستان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.