آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Incriminate

      ɪnˈkrɪməneɪt ɪnˈkrɪməneɪt

      گذشته‌ی ساده:

      incriminated

      شکل سوم:

      incriminated

      سوم‌شخص مفرد:

      incriminates

      وجه وصفی حال:

      incriminating

      معنی incriminate | جمله با incriminate

      verb - transitive

      مقصر قلمداد کردن، به‌گناه متهم کردن، گرفتارکردن، تهمت زدن به، گناهکار قلمداد نمودن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The feathers under the cage tend to incriminate the cat.

      پرهای زیر قفس گناه را متوجه گربه می‌کند.

      He incriminated the other two students to the teacher.

      او نزد معلم گناه را به گردن آن دو شاگرد دیگر انداخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He refused to testify fearing to incriminate himself.

      چون نمی‌خواست خود را در معرض اتهام قرار دهد از دادن شهادت خودداری کرد.

      On the basis of the incriminating evidence found in his room, he was arrested last night.

      بر مبنای مدارک دال بر گناهکاری او - که در اتاقش پیدا شد- دیشب او را بازداشت کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد incriminate

      1. verb accuse
        Synonyms:
        charge blame attribute implicate involve allege indict prosecute cite attack finger name brand pin on inculpate bring charges hold accountable point the finger at frame serve summons

      لغات هم‌خانواده incriminate

      noun
      crime, criminal, criminologist, criminology
      adjective
      criminal, incriminating
      verb - transitive
      incriminate, criminalize
      adverb
      criminally

      سوال‌های رایج incriminate

      گذشته‌ی ساده incriminate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده incriminate در زبان انگلیسی incriminated است.

      شکل سوم incriminate چی میشه؟

      شکل سوم incriminate در زبان انگلیسی incriminated است.

      وجه وصفی حال incriminate چی میشه؟

      وجه وصفی حال incriminate در زبان انگلیسی incriminating است.

      سوم‌شخص مفرد incriminate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد incriminate در زبان انگلیسی incriminates است.

      ارجاع به لغت incriminate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «incriminate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/incriminate

      لغات نزدیک incriminate

      • - increscent
      • - incretion
      • - incriminate
      • - incriminating
      • - incross
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.