آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

      Prosecute

      ˈprɑːsəkjuːt ˈprɒsɪkjuːt

      گذشته‌ی ساده:

      prosecuted

      شکل سوم:

      prosecuted

      سوم‌شخص مفرد:

      prosecutes

      وجه وصفی حال:

      prosecuting

      معنی prosecute | جمله با prosecute

      verb - intransitive verb - transitive C2

      حقوق تعقیب قانونی کردن، دنبال کردن، پیگیری قضایی کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      They prosecuted them for fraud.

      آن‌ها را به‌دلیل کلاه‌برداری مورد تعقیب قرار دادند.

      The district attorney decided to prosecute the shoplifter to the fullest extent of the law.

      دادستان منطقه تصمیم گرفت مغازه‌دار را تا حداکثر حد قانون تعقیب قانونی کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It's important for the police to gather enough evidence before they can prosecute someone for a crime.

      مهم است که پلیس قبل از اینکه بتواند کسی را به جرمی تعقیب قضایی کند، شواهد کافی جمع‌آوری کند.

      Many countries have specialized units dedicated to gathering evidence and preparing cases to prosecute financial fraud.

      بسیاری از کشورها واحدهای تخصصی برای جمع‌آوری شواهد و آماده‌سازی پرونده‌ها برای تعقیب قضایی کلاهبرداری مالی دارند.

      They prosecuted fishing on a large scale.

      آن‌ها ماهیگیری را در مقیاس وسیع تحت پیگرد قانونی قرار دادند.

      to prosecute a war with dedication

      جنگ را با از خودگذشتگی پیگیری کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد prosecute

      1. verb bring action against in court
        Synonyms:
        sue try indict litigate arraign summon contest law do take to court bring suit prefer charges put on trial bring to trial pull up see in court haul into court seek redress involve in litigation put away put on docket turn on the heat
        Antonyms:
        free liberate pardon exonerate
      1. verb follow through, persevere
        Synonyms:
        continue perform execute practice pursue carry on engage in discharge manage direct conduct work at persist follow up carry through put through see through wage
        Antonyms:
        stop halt cease

      Collocations

      prosecute trespassers

      پیگرد قانونی متجاوزان

      سوال‌های رایج prosecute

      گذشته‌ی ساده prosecute چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده prosecute در زبان انگلیسی prosecuted است.

      شکل سوم prosecute چی میشه؟

      شکل سوم prosecute در زبان انگلیسی prosecuted است.

      وجه وصفی حال prosecute چی میشه؟

      وجه وصفی حال prosecute در زبان انگلیسی prosecuting است.

      سوم‌شخص مفرد prosecute چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد prosecute در زبان انگلیسی prosecutes است.

      ارجاع به لغت prosecute

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «prosecute» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/prosecute

      لغات نزدیک prosecute

      • - prosector
      • - prosecutable
      • - prosecute
      • - prosecute trespassers
      • - prosecuting attorney
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fig grapefruit greenheart guaiac gum tree haematoxylon honeylocust huckleberry inkwood jaborandi judas tree kumquat laburnum lantern tree lemon لابه‌گر لخت کردن لیگ لیگ برتر متضاد کردن متعلق مداد ابرو مرزی هشت همپوده‌ی برگ هم‌سنخ هم‌رنگی هوازی هیوا داریوش
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.