آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ بهمن ۱۴۰۳

      Pursue

      pərˈsuː pəˈsjuː

      گذشته‌ی ساده:

      pursued

      شکل سوم:

      pursued

      سوم‌شخص مفرد:

      pursues

      وجه وصفی حال:

      pursuing

      معنی pursue | جمله با pursue

      verb - transitive C1

      تعقیب کردن، تحت تعقیب قانونی قرار دادن، دنبال کردن، اتخاذ کردن، پیگیری کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The police pursued and captured the motorcyclists.

      پلیس موتورسواران را تعقیب و دستگیر کرد.

      The cat pursued the mouse.

      گربه موش را تعقیب کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Mehran did not know what profession to pursue.

      مهران نمی‌دانست دنبال چه حرفه‌ای برود.

      Some people pursue only spiritual goals.

      برخی مردم فقط در پی هدف‌های معنوی هستند.

      to pursue success

      دنبال موفقیت بودن

      He was pursued by bad luck.

      بخت بد او را رها نمی‌کرد.

      verb - intransitive

      تعاقب کردن، پیگرد کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pursue

      1. verb chase, follow
        Synonyms:
        follow hunt track stalk dog trail harass shadow hound plague badger harry hunt down seek tag prowl after give chase run after go after track down haunt attend accompany persist trace search for ride bait nose around bug scout out search out run down move behind bird-dog poke around persevere camp on the doorstep of take out after oppress play catch up fish search high heaven
        Antonyms:
        retreat run away
      1. verb have as one’s goal
        Synonyms:
        desire seek try for aim for strive for attempt purpose work for aspire to work toward have a go at go in for go out for
        Antonyms:
        ignore shun eschew
      1. verb persist, persevere
        Synonyms:
        continue proceed carry on maintain keep on practice perform engage in work at adhere hold to apply oneself see through prosecute tackle ply cultivate wage conduct
        Antonyms:
        stop give up discontinue
      1. verb seek social alliance with
        Synonyms:
        woo court date go after chase sue address go for rush sweetheart pay attention call chase after pay court play up to spark
        Antonyms:
        ignore

      لغات هم‌خانواده pursue

      noun
      pursuer, pursuit
      verb - transitive
      pursue

      سوال‌های رایج pursue

      گذشته‌ی ساده pursue چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pursue در زبان انگلیسی pursued است.

      شکل سوم pursue چی میشه؟

      شکل سوم pursue در زبان انگلیسی pursued است.

      وجه وصفی حال pursue چی میشه؟

      وجه وصفی حال pursue در زبان انگلیسی pursuing است.

      سوم‌شخص مفرد pursue چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pursue در زبان انگلیسی pursues است.

      ارجاع به لغت pursue

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pursue» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pursue

      لغات نزدیک pursue

      • - pursuance
      • - pursuant
      • - pursue
      • - pursue your interests
      • - pursuer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.