آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ فروردین ۱۴۰۴

      Seek

      siːk siːk

      گذشته‌ی ساده:

      sought

      شکل سوم:

      sought

      سوم‌شخص مفرد:

      seeks

      وجه وصفی حال:

      seeking

      معنی seek | جمله با seek

      verb - transitive formal B2

      جست‌وجو کردن، جوییدن، پوییدن، طلب کردن، خواستار بودن، در پی چیزی بودن، به دنبال چیزی بودن (معمولاً چیزی غیرفیزیکی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      We all seek success and happiness.

      همه‌ی ما در پی کامیابی و شادکامی هستیم.

      He seeks perfection.

      او طالب کمال است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He seeks your daughter's hand.

      او خواستگار دختر تو است.

      at the end, he who seeks shall find

      عاقبت جوینده یابنده بود

      a missile that can seek and destroy enemy planes with accuracy

      موشکی که می‌تواند هواپیماهای دشمن را بادقت بجوید و نابود کند

      verb - transitive B2

      تقاضا کردن، درخواست کردن، طلب کردن، جویا شدن (توصیه، کمک، اجازه و...)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      He sought the king's permission.

      او از شاه اجازه می‌خواست.

      We are seeking your approval for the new design.

      ما خواستار تأیید شما برای طراحی جدید هستیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to seek the answer to a question

      جواب پرسشی را خواستار شدن

      verb - intransitive C2

      تلاش کردن، کوشیدن، سعی کردن

      He seeks to reconcile the two brothers.

      او سعی می‌کند آن دو برادر را آشتی بدهد.

      He seeks to keep his wife contented.

      او می‌کوشد زنش را راضی نگه دارد.

      verb - transitive

      پناه بردن، روی آوردن، متوسل شدن، رجوع کردن، دست به دامن کسی شدن

      Afternoons, everyone seeks the shade.

      بعدازظهرها همه به سایه پناه می‌برند.

      Desperate, they sought the aid of a fortune teller.

      از روی ناچاری، آن‌ها دست به دامن فالگیر شدند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to seek the mountains for peace

      برای آرامش به کوه پناه بردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد seek

      1. verb look for
        Synonyms:
        search for hunt pursue investigate explore follow go after track down search out chase inquire scout fish for dig for ferret out comb ransack prowl root delve gun for cast about look about look around beat the bushes leave no stone unturned sniff out dragnet fish quest run after be after fan delve for nose bob for bird-dog mouse
        Antonyms:
        find
      1. verb try, attempt
        Synonyms:
        attempt endeavor strive undertake pursue aim essay aspire to have a go at assay offer
        Antonyms:
        neglect
      1. verb ask, inquire
        Synonyms:
        request invite query inquire solicit petition find out entreat beg
        Antonyms:
        answer reply

      Collocations

      seek and destroy

      (ارتش) جوییدن و نابود کردن، جست و نابود کردن

      seek one's fortune

      دنبال پولدار شدن بودن

      seek revenge

      کینه‌توزی کردن،دنبال انتقام بودن

      seek sanctuary (in a place)

      (به محلی) پناه بردن، برای بست نشستن یا تحصن (در محلی) اقدام کردن، درخواست تحصن کردن

      seek political asylum

      درخواست پناهندگی سیاسی کردن

      Collocations بیشتر

      seek permission

      درخواست اجازه کردن، اجازه خواستن

      Idioms

      seek and you shall find

      عاقبت جوینده یابنده بود

      ask and it shall be given to you; seek and you shall find

      بخواه تا به تو داده شود؛ جستجو کن تا بیابی.

      لغات هم‌خانواده seek

      noun
      seeker
      verb - transitive
      seek

      سوال‌های رایج seek

      گذشته‌ی ساده seek چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده seek در زبان انگلیسی sought است.

      شکل سوم seek چی میشه؟

      شکل سوم seek در زبان انگلیسی sought است.

      وجه وصفی حال seek چی میشه؟

      وجه وصفی حال seek در زبان انگلیسی seeking است.

      سوم‌شخص مفرد seek چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد seek در زبان انگلیسی seeks است.

      ارجاع به لغت seek

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «seek» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/seek

      لغات نزدیک seek

      • - seeing
      • - seeing as (or seeing that)
      • - seek
      • - seek and destroy
      • - seek and you shall find
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.