Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Beg

      beɡ beɡ

      گذشته‌ی ساده:

      begged

      شکل سوم:

      begged

      سوم‌شخص مفرد:

      begs

      وجه وصفی حال:

      begging

      معنی beg | جمله با beg

      verb - transitive B2

      خواهش کردن (از)، خواستن، گدایی کردن (چیزی را)، استدعا کردن، درخواست کردن، التماس کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      He begged one toman.

      او یک تومان گدایی کرد.

      She begged to be shown her son's corpse.

      التماس کرد که جسد فرزندش را به او نشان دهند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I beg to state...

      اجازه می‌خواهم که عرض کنم...

      I beg your pardon.

      عذر می‌خواهم، ببخشید.

      to beg forgiveness

      تقاضای بخشش کردن

      beg off

      معذور کردن، معاف کردن

      to beg a person off from a duty

      کسی را از انجام وظیفه معاف کردن

      beg someone's pardon

      پوزش خواستن، معذرت‌خواهی کردن

      beg the question

      از موضوع اصلی گریختن، سر مطلب نرفتن

      verb - intransitive

      گدایی کردن، خواهش کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      begging in the streets

      گدایی در خیابان‌ها

      beg off

      درخواست معافیت کردن، عذر خواستن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      go begging

      بی‌مشتری ماندن، خواهان نداشتن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد beg

      1. verb request
        Synonyms:
        ask request apply to desire pray plead urge press entreat implore beseech solicit petition crave advocate invoke importune woo nag canvass requisition supplicate call to worry conjure besiege obtest obsecrate impetrate abjure
        Antonyms:
        answer
      1. verb seek charity
        Synonyms:
        ask bum mooch sponge cadge scrounge panhandle tap touch hit up solicit charity mendicate sponge on freeload put the touch on bite burn chisel nick hustle score clamor for call on call upon want put the bite on ding brace buzz pass the hat live hand to mouth benefit ask alms dime up nickel up
        Antonyms:
        give

      سوال‌های رایج beg

      گذشته‌ی ساده beg چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده beg در زبان انگلیسی begged است.

      شکل سوم beg چی میشه؟

      شکل سوم beg در زبان انگلیسی begged است.

      وجه وصفی حال beg چی میشه؟

      وجه وصفی حال beg در زبان انگلیسی begging است.

      سوم‌شخص مفرد beg چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد beg در زبان انگلیسی begs است.

      ارجاع به لغت beg

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «beg» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/beg

      لغات نزدیک beg

      • - befuddle
      • - befuddlement
      • - beg
      • - beg leave
      • - beg the question
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.