آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ خرداد ۱۴۰۳

      Ask

      æsk ɑːsk

      گذشته‌ی ساده:

      asked

      شکل سوم:

      asked

      سوم‌شخص مفرد:

      asks

      وجه وصفی حال:

      asking

      معنی ask | جمله با ask

      verb - transitive B1

      پرسیدن از، سؤال کردن از

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      He asked my name.

      اسمم را پرسید.

      I asked him a question about the project.

      از او درمورد پروژه سؤال کردم.

      verb - intransitive verb - transitive B1

      خواستن، درخواست کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      Please ask the waiter to bring us the check.

      لطفاً از پیشخدمت بخواهید صورت‌حساب را برای ما بیاورد.

      They asked the company's CEO for a raise in their salaries.

      آن‌ها از مدیرعامل شرکت درخواست کردند حقوقشان را افزایش دهند.

      verb - transitive A2

      دعوت کردن

      She asked me to join her for lunch.

      او از من دعوت کرد که برای صرف ناهار به او بپیوندم.

      He asked his colleagues to meet him at the coffee shop.

      از همکارانش دعوت کرد تا در کافی‌شاپ با او ملاقات کنند.

      verb - transitive

      توقع داشتن، انتظار داشتن

      I didn't ask to be treated this way.

      توقع نداشتم با من این‌طور رفتار شود.

      Don't ask too much of your siblings; they have their own responsibilities.

      از خواهر و برادر خود زیاد انتظار نداشته باشد؛ آن‌ها مسئولیت‌های خود را دارند.

      verb - transitive

      خواستن، مطالبه کردن، طلب کردن (درمورد قیمت و غیره)

      The seller asked $100 for the antique table.

      فروشنده برای میز آنتیک صد دلار خواست.

      They ask ten dollars for that book.

      آن‌ها برای آن کتاب سی دلار مطالبه می‌کنند.

      noun informal

      انگلیسی بریتانیایی خواسته (به‌ویژه برای برای اشاره به خواسته‌های بزرگ یا سخت)

      It's a hefty ask to expect them to work overtime.

      خواسته‌ی سنگینی است که از آن‌ها انتظار اضافه‌کاری داشته باشی.

      Completing the project by tomorrow is a big ask.

      تکمیل کردن این پروژه تا فردا خواسته‌ی بزرگی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ask

      1. verb question
        Synonyms:
        question query inquire interrogate examine quiz challenge investigate grill go over cross-examine pump probe pry into needle canvass catechize roast give the third degree sweat put the screws to put through the wringer pop the question pick one’s brains hunt for hit enjoin direct demand request institute buzz
        Antonyms:
        answer reply tell claim insist command repudiate
      1. verb request
        Synonyms:
        request appeal apply seek beg plead urge petition entreat implore solicit demand order command claim call for requisition charge file for promote contend for crave beseech sue supplicate levy impose bum mooch touch hustle bite hit knock angle
        Antonyms:
        answer tell insist command claim
      1. verb invite
        Synonyms:
        invite urge summon call upon suggest bid propose
        Antonyms:
        ignore disinvite

      Phrasal verbs

      ask for

      درخواست کردن، طلب کردن، خواستن، نیاز داشتن

      ask after someone

      درباره سلامتی کسی پرسیدن

      Collocations

      since you ask...

      چون می‌پرسی...

      Idioms

      ask and it shall be given to you; seek and you shall find

      بخواه تا به تو داده شود؛ جستجو کن تا بیابی.

      for the asking

      به دل‌خواه

      سوال‌های رایج ask

      گذشته‌ی ساده ask چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده ask در زبان انگلیسی asked است.

      شکل سوم ask چی میشه؟

      شکل سوم ask در زبان انگلیسی asked است.

      وجه وصفی حال ask چی میشه؟

      وجه وصفی حال ask در زبان انگلیسی asking است.

      سوم‌شخص مفرد ask چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد ask در زبان انگلیسی asks است.

      ارجاع به لغت ask

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ask» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ask

      لغات نزدیک ask

      • - asinine
      • - asininity
      • - ask
      • - ask after
      • - ask after someone
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Thur. interconnect hit the books undo represent eph amyl amp fluor fungus gyro half vulcanian halo hem صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.