ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Canvass

ˈkænvəs ˈkænvəs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    canvassed
  • شکل سوم:

    canvassed
  • سوم شخص مفرد:

    canvasses
  • وجه وصفی حال:

    canvassing

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun adverb
    ( canvas =) برای جمع‌آوری آرا فعالیت کردن، الک یا غربال کردن
    • - I was canvassing in Jam street.
    • - من در خیابان جم تبلیغ انتخاباتی می‌کردم.
    • - They were canvassing for Dr. Kamali.
    • - آن‌ها به نفع دکتر کمالی فعالیت انتخاباتی می‌کردند.
    • - This was the fullest house-to-house canvass I have ever seen.
    • - این کامل‌ترین همه‌پرسی خانه به خانه‌ای بود که من تاکنون دیده‌ام.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد canvass

  1. verb poll; discuss issues
    Synonyms: agitate, analyze, apply, argue, campaign, check, check over, consult, debate, dispute, electioneer, examine, inspect, investigate, review, run, scan, scrutinize, sift, solicit, study, survey, ventilate

ارجاع به لغت canvass

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «canvass» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/canvass

لغات نزدیک canvass

پیشنهاد بهبود معانی