آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Question

      ˈkwestʃn ˈkwestʃn

      گذشته‌ی ساده:

      questioned

      شکل سوم:

      questioned

      سوم‌شخص مفرد:

      questions

      وجه وصفی حال:

      questioning

      شکل جمع:

      questions

      معنی question | جمله با question

      noun countable A1

      سؤال، پرسش، استفهام، پرسمان، استعلام

      to ask a question

      سؤال پرسیدن

      They did not answer my question.

      به پرسش من پاسخ ندادند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Do you have any questions?

      آیا پرسشی دارید؟

      He knew that a raise this year was out of the question.

      او می‌دانست که امسال اضافه‌حقوق تحقق‌ناپذیر است.

      noun countable

      مسئله، موضوع

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      To be or not to be, that's the question.

      (شکسپیر) بودن یا نبودن، مسئله این است.

      the question of nuclear arms

      مسئله‌ی سلاح‌های اتمی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the question of Afghan refugees

      موضوع پناهندگان افغان

      noun countable uncountable

      شک، شبهه، تردید، دو دلی، معما

      There has been some question as to whether or not he will resign.

      در مورد اینکه آیا استعفا خواهد داد یا نه شبهه وجود دارد.

      There was no question of his veracity.

      تردیدی در راستگویی او نبود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      There's no question about it, we are going to win.

      در اینکه ما برنده خواهیم شد شکی وجود ندارد.

      Her honesty is beyond question.

      در امانت او شکی نیست.

      There is no question of his ever returning.

      شکی نیست که هرگز باز نخواهد گشت.

      noun

      مطلب مورد پرسش یا بحث، مذکور، مشکل، گرفتاری

      The lady in question got out of the shop.

      خانم مورد‌بحث از مغازه خارج شد.

      the place in question

      محل مذکور

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It is not a question of money.

      پول مطرح نیست.

      noun

      روش رأی‌گیری (درباره ی پیشنهاد)، درخواست ختم مذاکرات و رأی‌گیری

      to put a matter to the question

      مطلبی را به رای گذاشتن

      He called for the question.

      او درخواست ختم مذاکرات و رأی‌گیری کرد.

      noun

      (در جلسات و در پارلمان) پیشنهاد

      the question before the senate

      پیشنهاد مطرح شده در سنا

      verb - transitive

      پرسیدن، پرسش کردن

      He questioned me about my brothers.

      او درباره‌ی برادرانم از من پرسش کرد.

      They questioned the government's recent actions.

      آنان کارهای اخیر دولت را زیر سؤال بردند.

      verb - transitive

      بازجویی کردن، استنطاق کردن

      He was taken to the police station for questioning.

      برای بازجویی او را به اداره پلیس بردند.

      verb - transitive

      تردید کردن در، شک کردن، دو دل بودن، مورد تردید قرار دادن، زیر سوال بردن

      Are you questioning her honesty?

      آیا در درستی او شک داری؟

      I question whether I should go or not.

      در تردیدم که آیا بروم یا نه.

      verb - intransitive

      پرس‌وجو کردن، تحقیق کردن

      Many of the people questioned in the survey were against divorce.

      بسیاری از مردمی که در نظرخواهی از آن‌ها سؤال شده بود، مخالف طلاق بودند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد question

      1. noun asking for answer
        Synonyms:
        questioning inquiry query interrogation investigation examination poll inquiring inquisition interrogatory inquest Q and A catechism third degree wringer
        Antonyms:
        answer reply
      1. noun controversy, doubt
        Synonyms:
        argument debate dispute problem difficulty uncertainty confusion objection protest challenge query contention misgiving doubt dubiety puzzle enigma demur remonstrance remonstration demurral
        Antonyms:
        harmony concord
      1. noun issue, point at issue
        Synonyms:
        topic subject problem point discussion theme motion proposal proposition
        Antonyms:
        agreement
      1. verb ask for answer
        Synonyms:
        ask about inquire enquire interrogate query interview quiz investigate probe examine challenge search seek petition solicit raise question cross-examine sound out catechize pry pump pick one’s brains make inquiry grill go over work over roast hit up knock hit give the third degree hold out for show curiosity put to the question put through the wringer sweat it out of
        Antonyms:
        answer reply
      1. verb doubt
        Synonyms:
        disbelieve distrust suspect wonder about challenge dispute mistrust hesitate oppose query call into question cast doubt upon impugn controvert puzzle over impeach
        Antonyms:
        certainty surety sureness doubtlessness

      Collocations

      bring (something) into question

      موردبحث یا توجه قرار دادن، پیش کشیدن، پرسش‌پذیر کردن

      call (something) into question

      (به‌ویژه ازنظر اخلاقی) مورد‌تردید قرار دادن، زیر سؤال بردن

      in question

      موردبحث، مذکور، فوق‌الذکر

      open to question

      نامعلوم، قابل‌بحث، شایسته‌ی بررسی

      out of the question

      غیرممکن

      Collocations بیشتر

      there is no question of

      غیرممکن است

      without question

      بی‌چون‌و‌چرا، بی‌معطلی، مطیعانه

      Idioms

      beg the question

      پیش آمدن سؤال، به ذهن آوردن سؤال، مطرح کردن سؤال

      فرض را بر چیزی گذاشتن، فرض مسلم گرفتن، مصادره به مطلوب کردن

      beside the question

      نامربوط به موضوع مورد بحث

      beyond question

      بدون شک، بدون تردید

      لغات هم‌خانواده question

      noun
      question, questioning, questioner, questionnaire
      adjective
      questionable, questioning, unquestioned
      verb - transitive
      question
      adverb
      unquestionably, questioningly

      سوال‌های رایج question

      گذشته‌ی ساده question چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده question در زبان انگلیسی questioned است.

      شکل سوم question چی میشه؟

      شکل سوم question در زبان انگلیسی questioned است.

      شکل جمع question چی میشه؟

      شکل جمع question در زبان انگلیسی questions است.

      وجه وصفی حال question چی میشه؟

      وجه وصفی حال question در زبان انگلیسی questioning است.

      سوم‌شخص مفرد question چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد question در زبان انگلیسی questions است.

      ارجاع به لغت question

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «question» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/question

      لغات نزدیک question

      • - quest
      • - quester
      • - question
      • - question mark
      • - question-tag
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      handle a competition handle a difficult situation hematein gulosity guayaquil greenskeeper traffic plow back in bowing attraction pescatarian Silicon Valley pestilence pharmacology phonics بوف بی انرژی بی سر و صدا بیشتر اوقات بیمه کردن بیمه نامه بی آبی بی‌ادب بی دقت بی دقتی بی‌رحم بی‌هویت تابیدن تاکید کردن تاکستان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.