فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Questioningly

ˈkwestʃənɪŋli ˈkwestʃənɪŋli
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more questioningly
  • صفت عالی:

    most questioningly

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adverb
    با حالت شک و تردید، پرسشگرانه، به‌گونه‌ای که فرد در مورد حقیقت چیزی ابراز تردید کند
    • - He raised his eyebrows questioningly.
    • - از روی شک و تردید، ابروهایش را بالا انداخت.
    • - His hesitancy made her look questioningly at him.
    • - تردیدش سبب شد نگاهی پرسشگرانه به او بیندازد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد questioningly

  1. adverb With skepticism
    Synonyms: askance, doubtfully, quizzically, wonderingly, dubiously, skeptically

لغات هم‌خانواده questioningly

ارجاع به لغت questioningly

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «questioningly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/questioningly

لغات نزدیک questioningly

پیشنهاد بهبود معانی