فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Unquestionably

American: ʌnˈkwestʃənəbli British: ʌnˈkwestʃənəbli
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adverb C1
    به‌طور واضح، بی‌چون‌وچرا، مسلماً، بلاتردید، بدون تردید، بی‌تردید، بدون شک
    • - The operation has unquestionably improved the wellbeing of most patients.
    • - این عمل بلاتردید سلامت بیشتر بیماران را بهبود بخشیده است.
    • - He made a difference to people's lives, unquestionably.
    • - بدون تردید، او زندگی مردم را تغییر داد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد unquestionably

  1. adverb It is so; as you say or ask
    Synonyms: undoubtedly, absolutely, agreed, all right, assuredly, indubitably, aye, gladly, roger, decidedly, unimpeachably, willingly, yea, yes, ok, emphatically, uh-huh, yeah, yep, right on, definitely, in-spades, by-all-odds
  2. adjective
    Synonyms: certainly, without-a-doubt, surely, indisputably, reliably, positively, incontrovertibly, indefensibly, indeed, of-course, certes, undeniably, unequivocally, past a doubt, beyond doubt, beyond a shadow of a doubt, past dispute

لغات هم‌خانواده unquestionably

ارجاع به لغت unquestionably

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unquestionably» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/unquestionably

لغات نزدیک unquestionably

پیشنهاد بهبود معانی