Unquestionably

American: ʌnˈkwestʃənəbli British: ʌnˈkwestʃənəbli
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adverb C1
به‌طور واضح، بی‌چون‌وچرا، مسلماً، بلاتردید، بدون تردید، بی‌تردید، بدون شک

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
- The operation has unquestionably improved the wellbeing of most patients.
- این عمل بلاتردید سلامت بیشتر بیماران را بهبود بخشیده است.
- He made a difference to people's lives, unquestionably.
- بدون تردید، او زندگی مردم را تغییر داد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد unquestionably

  1. adverb it is so; as you say or ask
    Synonyms:
    yes ok yeah yep absolutely definitely undoubtedly assuredly aye yea agreed all right roger willingly gladly decidedly emphatically uh-huh indubitably right on by-all-odds unimpeachably in-spades
  1. adjective
    Synonyms:
    certainly surely indeed of-course positively undeniably without-a-doubt indisputably reliably unequivocally beyond doubt incontrovertibly past a doubt beyond a shadow of a doubt past dispute certes indefensibly

لغات هم‌خانواده unquestionably

ارجاع به لغت unquestionably

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unquestionably» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unquestionably

لغات نزدیک unquestionably

پیشنهاد بهبود معانی