Questioner

ˈkwestʃənər ˈkwestʃnə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    questioners

معنی

noun
سؤال‌کننده، پرسشگر

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد questioner

  1. noun a skeptic
    Synonyms:
    doubter agnostic researcher inquirer investigator prober quester querier scoffer inquisitor
  1. noun an examiner
    Synonyms:
    interviewer examiner inquirer questioner interrogator quizzer analyst enquirer inquisitor

لغات هم‌خانواده questioner

ارجاع به لغت questioner

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «questioner» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/questioner

لغات نزدیک questioner

پیشنهاد بهبود معانی