Unquenchable

ʌnˈkwentʃəbəl ʌnˈkwentʃəbəl
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective
سیری‌ناپذیر

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد unquenchable

  1. adjective impossible to quench
    Synonyms:
    quenchless

ارجاع به لغت unquenchable

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unquenchable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unquenchable

لغات نزدیک unquenchable

پیشنهاد بهبود معانی