با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Distrust

dɪsˈtrʌst dɪsˈtrʌst
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    distrusted
  • شکل سوم:

    distrusted
  • سوم شخص مفرد:

    distrusts
  • وجه وصفی حال:

    distrusting
  • uncountable noun adverb
    بی‌اعتمادی، بدگمانی، سوظن، اعتماد نداشتن
    • - She has a distrust of foreigners.
    • - او نسبت به خارجیان بی‌اعتماد است.
    • - Distrust was about to destroy their marriage.
    • - بدگمانی داشت زناشویی آن‌ها را تباه می‌کرد.
    • - I distrusted him from the very beginning.
    • - از همان اول به او اعتماد نداشتم.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد distrust

  1. noun lack of faith in something
    Synonyms: disbelief, doubt, misdoubt, misgiving, mistrust, qualm, question, skepticism, suspicion, wariness
    Antonyms: assurance, belief, certainty, confidence, credit, faith, surety, trust
  2. verb be suspicious, skeptical of
    Synonyms: be wary of, disbelieve, discredit, doubt, misbelieve, mistrust, question, smell a rat, suspect, wonder about
    Antonyms: be confident, believe, credit, trust

ارجاع به لغت distrust

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «distrust» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/distrust

لغات نزدیک distrust

پیشنهاد و بهبود معانی