آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Discredit

      dɪsˈkredɪt dɪsˈkredɪt

      گذشته‌ی ساده:

      discredited

      شکل سوم:

      discredited

      سوم‌شخص مفرد:

      discredits

      وجه وصفی حال:

      discrediting

      شکل جمع:

      discredits

      معنی discredit | جمله با discredit

      noun verb - transitive

      بی‌اعتباری، بدنامی، بی‌اعتبار ساختن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      There is no good reason to discredit her claims.

      دلیل محکمی برای رد ادعاهای او وجود ندارد.

      The discovery of new evidence threw discredit on that scholar's theories.

      یافتن شواهد جدید نظریه‌های آن دانشمند را مورد تردید قرار داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The testimony of witnesses further discredited her claim of innocence.

      گواهی شهود، ادعای بی‌گناهی او را بیشتر از درجه اعتبار ساقط کرد.

      His crimes discredited his family.

      بزهکاری‌های او خانواده‌اش را بی‌آبرو کرد.

      Revelations by the press led to his discredit.

      افشاگری روزنامه‌ها به رسوایی او منجر شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد discredit

      1. verb blame, detract from
        Synonyms:
        disgrace dishonor reproach censure degrade destroy ruin slander vilify defame disparage put down slur smear expose explode reflect on run down detract from disfavor disprove show up frown upon shoot disconsider disesteem praise bring into disrepute tear down pooh-pooh bring to naught knock bottom out of take rug out from under puncture mudsling poke full of holes
        Antonyms:
        honor praise commend credit
      1. verb doubt, question
        Synonyms:
        question disbelieve distrust mistrust dispute deny challenge reject discount put under suspicion scoff at
        Antonyms:
        believe trust credit

      سوال‌های رایج discredit

      گذشته‌ی ساده discredit چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده discredit در زبان انگلیسی discredited است.

      شکل سوم discredit چی میشه؟

      شکل سوم discredit در زبان انگلیسی discredited است.

      شکل جمع discredit چی میشه؟

      شکل جمع discredit در زبان انگلیسی discredits است.

      وجه وصفی حال discredit چی میشه؟

      وجه وصفی حال discredit در زبان انگلیسی discrediting است.

      سوم‌شخص مفرد discredit چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد discredit در زبان انگلیسی discredits است.

      ارجاع به لغت discredit

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «discredit» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/discredit

      لغات نزدیک discredit

      • - discovert
      • - discovery
      • - discredit
      • - discreditable
      • - discreet
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.