به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Academic

ˌækəˈdemɪk ˌækəˈdemɪk
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    academics
  • صفت تفضیلی:

    more academic
  • صفت عالی:

    most academic

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective B2
    تحصیلی، آموزشی، غیر عملی، نظری، آکادمیک، دانشگاهی، اهل مطالعه، درس‌خوان، علم‌دوست
    • - academic courses
    • - دوره‌های آموزشی
    • - academic question
    • - سؤال نظری
    • - The academic year is divided into two terms.
    • - سال تحصیلی شامل دو ترم است.
    • - academic year
    • - سال تحصیلی
  • adjective
    مربوط به فرهنگستان ادبی یا انجمن علمی، عضو فرهنگستان، طرفدار حکمت و فلسفه افلاطون
  • noun countable
    استاد دانشگاه، معلم، مدرس، محقق
    • - a group of learned academics
    • - گروهی از دانشگاهیان دانشمند
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد academic

  1. adjective relating to schooling, learning
    Synonyms: bookish, book-learned, college, collegiate, erudite, intellectual, learned, pedantic, scholarly, scholastic, studious, university
    Antonyms: ignorant, untaught
  2. adjective relating to theories, philosophy
    Synonyms: abstract, closet, conjectural, formalistic, hypothetical, notional, speculative, theoretical
    Antonyms: ordinary, plain, practical, simple
  3. noun scholar or university/college teacher
    Synonyms: academician, lecturer, professor, pupil, scholar, scholastic, student, tutor
    Antonyms: ignoramus

لغات هم‌خانواده academic

ارجاع به لغت academic

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «academic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/academic

لغات نزدیک academic

پیشنهاد بهبود معانی