فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Academy

əˈkædəmi əˈkædəmi
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    academies

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun C1
    فرهنگستان، دانشگاه، آموزشگاه، مدرسه، مکتب، انجمن علما ، نام باغی در نزدیکی آتن که افلاطون در آن تدریس می‌کرده است( Academy ) روش تدریس افلاطونی
    • - the Academy of Persian Language
    • - فرهنگستان زبان فارسی
    • - music academy
    • - هنرسرای موسیقی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد academy

  1. noun school, especially for higher education
    Synonyms: boarding school, brainery, finishing school, halls of ivy, institute, military school, preparatory school, prep school, secondary school, seminary
  2. noun society or institution interested in learning
    Synonyms: alliance, association, circle, council, federation, foundation, fraternity, institute, league

Collocations

  • the academy

    1- نام باغی که افلاطون در آن تدریس می‌کرد، مدرسه‌ی افلاطون 2- مکتب افلاطون، فلسفه‌ی افلاطونی 3- پیروان افلاطون

لغات هم‌خانواده academy

ارجاع به لغت academy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «academy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/academy

لغات نزدیک academy

پیشنهاد بهبود معانی