آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Council

ˈkaʊnsl ˈkaʊnsl

شکل جمع:

councils

معنی council | جمله با council

noun countable B2

انجمن، مشاوره، شورا، مجلس، هیئت، مجمع

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

A council of elders governs the village.

شورایی از ریش‌سفیدان روستا را اداره می‌کند.

He served five years on the local council.

او پنج سال در انجمن محل عضو بود.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

The city council has ordered the demolition of these houses.

شورای شهر دستور تخریب این خانه‌ها را صادر کرده است.

the UN Security Council

شورای امنیت سازمان ملل

a council of military experts

هیئتی از خبرگان نظامی

the British Council

انجمن (فرهنگی) بریتانیا

the teacher's council

جامعه‌ی معلمان

The council of church officials ...

شورای مقامات کلیسایی ...

council flats

آپارتمان‌های سازمانی

council estate

ملک متعلق به شهرداری

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد council

Collocations

council-chamber

اتاق شورا، کنکاشگاه

council house

خانه‌ی سازمانی

the security council of the united nations

شورای امنیت سازمان ملل متحد

سوال‌های رایج council

شکل جمع council چی میشه؟

شکل جمع council در زبان انگلیسی councils است.

ارجاع به لغت council

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «council» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/council

لغات نزدیک council

پیشنهاد بهبود معانی