آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۴

    League

    liːɡ liːɡ

    شکل جمع:

    leagues

    معنی league | جمله با league

    noun countable B1

    ورزش لیگ، گروه مسابقات

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

    مشاهده

    Our team is the league champion.

    تیم ما قهرمان لیگ است.

    If they lose two more matches, they might drop to the bottom of the league.

    اگر دو بازی دیگر را ببازند، ممکن است به انتهای جدول لیگ سقوط کنند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the local basketball league

    لیگ محلی بسکتبال

    major league baseball

    لیگ بزرگ بیسبال

    noun countable

    اتحادیه، پیمان، انجمن، کنفدراسیون، ائتلاف

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    They were united in a league of friendship.

    آنان طبق یک پیمان دوستی با هم متحد شده بودند.

    The two nations formed a military league to defend against common threats.

    دو کشور، پیمان نظامی‌ای تشکیل دادند تا در برابر تهدیدات مشترک دفاع کنند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a league which is made for mutual defense

    پیمانی که برای پدآفند متقابل درست شده است

    to be in league with someone

    با کسی هم‌پیمان شدن، با کسی گاوبندی کردن

    the League of Nations

    اتحادیه‌ی ملل

    the Arab League

    اتحادیه‌ی اعراب

    noun countable

    لیگ (واحد راه پیمایی که تقریباً مساوی سه مایل است)

    A league was commonly used in maps and nautical charts in the past.

    در گذشته، لیگ به‌طور رایج در نقشه‌ها و نقشه‌های دریایی استفاده می‌شد.

    In the novel, the hero walked ten leagues through the desert to reach the oasis.

    در رمان، قهرمان ده لیگ از بیابان عبور کرد تا به واحه رسید.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    You are not in his league, he is a professional criminal.

    تو از طبقه‌ی او نیستی، او تبهکاری حرفه‌ای است.

    He is out of his league.

    او از حد خودش فراتر رفته است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد league

    1. noun association, federation
      Synonyms:
      group organization society company union club band alliance partnership confederation coalition federation combination circle order gang bunch mob crew outfit ring pool unit compact combine consortium conference guild circuit loop sodality
    1. noun group of a certain ability
      Synonyms:
      class group category level grade rank tier grouping status circle pigeonhole
    1. verb associate
      Synonyms:
      unite join forces combine cooperate collaborate ally conjoin consolidate amalgamate band concur federate confederate coadjute
      Antonyms:
      disassociate

    Collocations

    in league (with)

    هم‌پیمان (با)، متحد، دارای گاوبندی، دارای بند و بست

    سوال‌های رایج league

    شکل جمع league چی میشه؟

    شکل جمع league در زبان انگلیسی leagues است.

    ارجاع به لغت league

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «league» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/league

    لغات نزدیک league

    • - leafy
    • - leafy suburbs
    • - league
    • - league of nations
    • - leaguer
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.