آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Society

      səˈsaɪəti səˈsaɪəti

      شکل جمع:

      societies

      معنی society | جمله با society

      noun countable B1

      جامعه، انجمن، مجمع، اجتماع، نظام اجتماعی، گروه، جمعیت، اشتراک مساعی

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      We must serve the society in which we live.

      باید به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، خدمت کنیم.

      a society of lawyers

      انجمن وکلای دادگستری

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an agrarian society

      جامعه‌ی کشاورزی

      the ideal of a world society

      آرمان یک جامعه‌ی جهانی

      rejected by the society

      مطرود اجتماع

      We seek the society of those we love.

      ما در پی هم‌نشینی با کسانی هستیم که دوستشان داریم.

      the British Royal Society

      انجمن پادشاهی بریتانیا

      a literary society

      انجمن ادبی

      her debut into society

      معرفی او به طبقه‌ی ممتاز جامعه

      the society page of a newspaper

      صفحه‌ی امور اجتماعی روزنامه

      noun countable

      معاشرت، حشرونشر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد society

      1. noun humankind, people
        Synonyms:
        people humanity population public community nation world civilization culture company companionship friendship commonwealth social order general public camaraderie comradeship association rat race jungle zoo
      1. noun organization, institution
        Synonyms:
        group association union league corporation institution club order alliance network institute gang circle companionship comradeship guild ring outfit coterie clique sodality tie-up tie-in hookup syndicate clan
      1. noun upper class of people
        Synonyms:
        elite aristocracy gentry upper class high society beau monde quality upper crust smart set beautiful people haut monde top drawer glitterati jet set who’s who flower main line country set patriciate polite society

      لغات هم‌خانواده society

      noun
      society, sociologist, sociology, sociability, social, socialism, socialist, socialite, socialization, sociopath
      adjective
      sociable, social, unsocial, socialist, socialistic, societal, sociological, sociopathic
      verb - transitive
      socialize
      adverb
      socially, sociably, sociologically

      سوال‌های رایج society

      شکل جمع society چی میشه؟

      شکل جمع society در زبان انگلیسی societies است.

      ارجاع به لغت society

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «society» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/society

      لغات نزدیک society

      • - socially assistive robot
      • - societal
      • - society
      • - society islands
      • - socinianism
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      skimmer burst into tears burst error check out definitely definite integral exchange money hardworking skin anyway engine postpone proprietorship vaunted trinity تزئینی دمدمی دستیار اسقف درون فردی مصمم مرموز جلوگیری صادقانه علاقه‌مند همه‌پرسی هم پیمان کردن نیمسال تحصیلی نیاز نگفتنی مسکن‌سازی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.