Jet Set

American: ˈdʒetˈset British: ˈdʒetset
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun countable
سفر (پولدارانی که مرتب برای کار یا تفریح با هواپیما سفر می‌کنند) دائم در سفر و خوشی link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سفر

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد jet set

  1. noun high society
    Synonyms:
    upper class elite beau monde cream of society crème de la crème the well-to-do wealthy people privileged class moneyed class haut monde smart set in-crowd glitterati beautiful people high life leisured class upper crust polite society gentlefolk the privileged country-club set café society salon

ارجاع به لغت jet set

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «jet set» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/jet-set

لغات نزدیک jet set

پیشنهاد بهبود معانی