آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ اسفند ۱۴۰۳

      World

      wɜːrld wɜːld

      شکل جمع:

      worlds

      معنی world | جمله با world

      noun A1

      جهان، دنیا، گیتی، عالم، روزگار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      the biggest tree in the world

      بزرگ‌ترین درخت دنیا

      a voyage around the world

      مسافرت دور کره‌ی زمین

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      make the world a better place for children

      جهان را برای کودکان محل بهتری کردن

      the next world

      جهان باقی

      the world of art

      دنیای هنر

      the world of tomorrow

      دنیای فردا

      the world will not last...

      گیتی نماند پایدار....

      the world in which we live

      دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم

      the world of women

      عالم نسوان

      in the ancient world

      در روزگاران کهن

      How goes the world with you?

      روزگار تو چگونه است؟

      He wanted to tell the news to the whole world.

      او می‌خواست آن خبر را به همه‌ی جهانیان اعلام کند.

      The rest did him a world of good.

      آن استراحت یک دنیا برایش مفید بود.

      There is a world of difference between them.

      میان آن‌ها یک عالمه فرق وجود دارد.

      I would not sell this rug for all the world!

      این فرش را به همه‌ی دنیا هم نمی‌دهم!

      adjective

      جهانی، دنیوی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      world problems

      مسائل دنیوی

      world politics

      سیاست جهانی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد world

      1. noun planet, globe
        Synonyms:
        earth globe star sphere heavenly body nature universe creation cosmos macrocosm terrene microcosm
      1. noun class of existing beings
        Synonyms:
        group class division humanity humankind human race race everyone everybody realm
      1. noun person’s environment, experience
        Synonyms:
        life experience area sphere domain field realm atmosphere ambience matters business pursuits system memory province

      Collocations

      against the world

      در مقابل جهانیان، بر ضد همه‌ی مردم

      bring into the world

      به دنیا آوردن، زادن، زاییدن، به وجود آوردن

      come into the world

      متولد شدن، به دنیا آمدن، زاده شدن، به وجود آمدن

      in the world

      1- در دنیا، در جهان، در عالم

      the outside world

      دنیای خارج، دیگر مردم و جاها

      Collocations بیشتر

      think the world of someone

      برای کسی ارزش و احترام زیاد قائل شدن

      world-famous

      نامور، مشهور در همه‌ی جهان

      world hunger

      گرسنگی جهانی (محرومیت جمعیت قابل توجهی از ساکنان زمین از تغذیه‌ی کافی و مناسب به‌دلیل کمبود منابع غذایی)

      Idioms

      a man (or woman) of the world

      مرد (یا زن) دنیادیده، پرتجربه، سرد و گرم چشیده

      be all the world (to somebody)

      (برای کسی) یک دنیا ارزش داشتن

      for all the world

      از هرجهت، از هر نظر، به‌هردلیل، اصلاً، ابداً، به‌هیچ‌وجه

      in the world

      2- اصلاً، به هر طریق

      on top of the world

      (عامیانه) سربلند، خشنود، غرق در شور و شعف

      Idioms بیشتر

      out of this world

      (عامیانه) عالی، بسیار خوب، باورنکردنی، محشر

      think the world of someone

      برای کسی ارزش و احترام زیاد قائل شدن

      what is the world coming to?

      (برای بیان ناخشنودی یا شکایت یا بدبینی) این چه وضعی است؟، دنیا خراب است!

      (all) the world and his life

      (انگلیس - عامیانه) همه‌کس

      the world of the flesh and the devil

      وسوسه‌های این جهان، دنیای شهوات و شیطان

      the world is your (or my etc.) oyster

      دنیا به کام تو (یا من و غیره) است

      the world over

      در سرتاسر جهان

      (در) سرتاسر جهان

      world without end

      تا ابد، جاودانی، ابدی، برای همیشه

      tell the world

      آشکارا به همه اعلام کردن، به جهانیان گفتن

      all the time in the world

      وقت زیادی داشتن (برای انجام کاری)

      dead to the world

      (عامیانه) کاملاً خواب، غرق خواب

      laugh and the world will laugh with you; weep and you weep alone

      خنده کن و دنیا با تو می‌خندد، گریه کن و هیچ کس با تو گریه نمی‌کند (مردم در شادی تو شریک می‌شوند، ولی در هنگام غم تو را تنها می‌گذارند)

      set the world on fire

      با انجام کارهای درخشان معروف شدن

      the roof of the world

      جای بلند، فلات (به‌ویژه فلات تبت)

      think (all) the world of

      بسیار دوست داشتن یا تحسین کردن، نور چشم خود دانستن

      لغات هم‌خانواده world

      noun
      world, underworld, worldliness
      adjective
      world, worldly, worldwide
      adverb
      worldwide

      سوال‌های رایج world

      شکل جمع world چی میشه؟

      شکل جمع world در زبان انگلیسی worlds است.

      ارجاع به لغت world

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «world» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/world

      لغات نزدیک world

      • - workweek
      • - workwoman
      • - world
      • - world bank
      • - world beater
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.