آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Province

      ˈprɑːvɪns ˈprɒvəns

      شکل جمع:

      provinces

      معنی province | جمله با province

      noun C2

      استان، ایالت، ولایت

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Each province in Iran has its own governor appointed by the central government.

      هر استان در ایران دارای استانداری است که از سوی دولت مرکزی منصوب می‌شود.

      The country is divided into several provinces, each with local authority.

      این کشور به چندین ایالت تقسیم شده که هرکدام دارای اختیارات محلی هستند.

      noun countable formal

      حیطه، حوزه، زمینه، قلمرو، عرصه، وظیفه، مسئولیت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Literary matters are outside his province.

      مطالب ادبی از قلمرو (دانش) او بیرون است.

      Technology has invaded every province of life.

      تکنولوژی همه‌ی زمینه‌های زندگی را تحت‌الشعاع قرار داده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the province of Sa¨di

      قلمرو سعدی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد province

      1. noun an area subject to rule by an outside power
        Synonyms:
        colony dependency possession territory
      1. noun area of rule, responsibility
        Synonyms:
        area region domain territory field part role function duty work business responsibility office line post pursuit concern employment capacity charge jurisdiction sphere orbit realm zone section district division county bailiwick arena tract terrain shire calling dominion demesne department dependency canton champaign colony

      سوال‌های رایج province

      شکل جمع province چی میشه؟

      شکل جمع province در زبان انگلیسی provinces است.

      ارجاع به لغت province

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «province» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/province

      لغات نزدیک province

      • - provider
      • - providing
      • - province
      • - provincial
      • - provincialism
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      word of mouth weekly whom whatchamacallit injury well-nigh welcomer wear and tear wayward water seeks its own level water bag wallace wakey-wakey waken vs منبع منتشر شده منتقل شدن منوال من‌جمله مهارت مهتاب مه غلیظ مورد قبول موریانه موزامبیک موسیقی رپ موش کور موفق موفقیت‌آمیز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.