شکل جمع:
regionsمنطقه، ناحیه، بخش، حوزه، قلمرو (که کشور به آن تقسیم شده)
The Basque region has its own distinct language and culture.
منطقهی باسک زبان و فرهنگ منحصربهفرد خود را دارد.
The Nordic region includes countries like Sweden, Norway, and Denmark.
منطقهی نوردیک، کشورهایی مانند سوئد، نروژ و دانمارک را در بر میگیرد.
جغرافیا ناحیه، منطقه، بخش، سرزمین، اقلیم، حوزه (که ویژگی خاصی دارد)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی متوسط
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
This farming region produces most of the country’s wheat.
این ناحیهی کشاورزی، بیشتر گندم کشور را تولید میکند.
They live in a mountainous region far from the capital.
آنها در منطقهای کوهستانی دور از پایتخت زندگی میکنند.
the country's remote regions
سرزمینهای دورافتادهی کشور
the aquatic regions of the earth
نواحی آبی کرهی زمین
in the dark regions of the night sky
در بخشهای تاریک آسمان در شب
the high regions of mathematics
زمینههای عالی ریاضیات
the lowest regions of the ocean
زیرینترین بخشهای اقیانوس
پزشکی ناحیه، قسمت، بخش، محدوده (در بدن)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
He felt numbness in the region of his left arm.
او در ناحیهی بازوی چپ خود بیحسی احساس کرد.
This cream should be applied only to the affected region.
این کرم باید فقط روی ناحیهی آسیبدیده استعمال شود.
pain in the region of the heart
درد در ناحیهی قلب
the abdominal region
ناحیهی شکم
شکل جمع region در زبان انگلیسی regions است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «region» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/region