آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ آبان ۱۴۰۴

      Dependency

      dɪˈpendənsi dɪˈpendənsi

      معنی dependency | جمله با dependency

      noun

      وابستگی، تبعیت

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن
      noun

      بستگی، نیازمندی، تعلق، کشور غیرمستقل

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      England was a dependency of the Roman Empire for a long time.

      انگلستان مدت‌ها تابع امپراطوری روم بود.

      He is trying to overcome his dependency on alcohol.

      او می‌کوشد بر اعتیاد خود به الکل فایق آید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dependency

      1. noun confidence, reliance
        Synonyms:
        trust belief faith hope expectation reliance assurance responsibility steadiness stability credence trustworthiness trustiness responsibleness interdependence stock
        Antonyms:
        independence freedom strength
      1. noun addiction, need
        Synonyms:
        habit weakness helplessness attachment hook vulnerability inability subjection servility subordination contingency subservience security blanket yoke
        Antonyms:
        want independence subtraction

      لغات هم‌خانواده dependency

      noun
      dependant, dependence, dependency
      adjective
      dependable, dependent
      verb - intransitive
      depend
      adverb
      dependably, independently

      سوال‌های رایج dependency

      معنی dependency به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «dependency» در زبان فارسی به «وابستگی» یا «اتکاء» ترجمه می‌شود و معنای آن بسته به زمینه‌ای که استفاده می‌شود، می‌تواند متفاوت باشد.

      در حالت کلی، «dependency» به وضعیتی اشاره دارد که در آن فرد، گروه یا سیستم برای انجام کاری یا ادامه زندگی خود به شخص، شیء یا موضوع دیگری نیازمند است و بدون آن قادر به عملکرد مستقل نیست.

      از نظر ریشه‌شناسی، «dependency» از فعل لاتین dependere به معنی «وابسته بودن» یا «آویزان بودن از» گرفته شده است. این واژه در زبان انگلیسی از طریق پسوند «ency-» که حالت اسم انتزاعی را می‌سازد، به معنای «حالت وابسته بودن» یا «شرایط اتکا» به کار می‌رود.

      در روانشناسی و پزشکی، «dependency» معمولاً به وضعیت اعتیاد به مواد مخدر، الکل یا داروها اشاره دارد، جایی که فرد به صورت جسمی یا روانی نیازمند مصرف مداوم آن ماده است و قطع آن منجر به بروز علائم ترک می‌شود. اعتیاد یا وابستگی به مواد می‌تواند تأثیرات مخربی بر سلامت فرد و زندگی اجتماعی او داشته باشد و نیازمند درمان تخصصی است.

      در زمینه اجتماعی و اقتصادی، «dependency» می‌تواند به وابستگی اقتصادی یا اجتماعی یک کشور، منطقه یا فرد به دیگری اشاره کند. برای مثال، کشوری که بیشتر نیازهای خود را از خارج تأمین می‌کند، در وضعیت وابستگی اقتصادی قرار دارد که می‌تواند مشکلاتی در استقلال و توسعه پایدار ایجاد کند.

      در روانشناسی رشد، «dependency» به مرحله‌ای اشاره دارد که فرد به مراقبت و حمایت دیگران نیازمند است، مثلاً کودکان یا افراد مسن. این نوع وابستگی طبیعی و بخشی از فرآیند رشد و زندگی است، اما اگر در بزرگسالی به صورت افراطی باشد، ممکن است نشان‌دهنده مشکلات روانی یا رفتاری باشد.

      شناخت دقیق و کاربردهای مختلف واژه‌ی «dependency» به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا در موقعیت‌های گوناگون بتوانند مفهوم وابستگی را به درستی درک و بیان کنند. این واژه در متون علمی، اجتماعی، روانشناسی و اقتصادی کاربرد فراوان دارد و فهم درست آن برای تحلیل مسائل مرتبط با استقلال، کنترل و روابط متقابل ضروری است.

      «Dependency» مفهومی چندوجهی و پیچیده است که بسته به زمینه‌ی کاربرد، معانی متفاوتی دارد، اما همگی حول محور نیاز و وابستگی به دیگری می‌چرخند. آشنایی با این کلمه و کاربردهای گسترده‌ی آن به افراد امکان می‌دهد تا در مکالمات، نوشتار و تحلیل‌های خود دقیق‌تر و عمیق‌تر عمل کنند و مفاهیم مرتبط با استقلال و وابستگی را بهتر بیان نمایند.

      ارجاع به لغت dependency

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dependency» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dependency

      لغات نزدیک dependency

      • - dependant
      • - dependence
      • - dependency
      • - dependent
      • - dependent clause
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Thur. interconnect hit the books undo represent eph amyl amp fluor fungus gyro half vulcanian halo hem صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.