Everyone

ˈevriwʌn ˈevriwʌn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

pronoun A2
هرکس، هرکسی، همه کس

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- Everyone is aware of this.
- همه به این موضوع آگاهند.
- When she entered, everyone got up.
- وقتی وارد شد همه بلند شدند.
- everyone to whom much is given, of him will much be required
- هرکه بامش بیش، برفش بیشتر (آنان که از نعمت‌های بیشتری برخوردارند باید سخاوت بیشتری داشته باشند)
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد everyone

  1. noun all
    Synonyms:
    everybody everyone people the public each one every one each person every person masses generality the whole voters anybody everyman
    Antonyms:
    nobody no one
  1. noun all involved, all human beings; the whole world
    Synonyms:
    people all the public every person all human beings masses the whole generality young and old each person anybody each one all and sundry
    Antonyms:
    nobody/noone

ارجاع به لغت everyone

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «everyone» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/everyone

لغات نزدیک everyone

پیشنهاد بهبود معانی