آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ تیر ۱۴۰۴

      Memory

      ˈmemri ˈmemri

      شکل جمع:

      memories

      معنی memory | جمله با memory

      noun countable uncountable B1

      حافظه، خاطر، خاطره، یاد

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      David has a powerful memory.

      دیوید حافظه‌ای قوی دارد.

      His name has slipped my memory.

      نام او از خاطرم رفته است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Loss of memory is one of the signs of old age.

      از دست‌ دادن حافظه یکی از نشانه‌های کهولت سن است.

      a happening which is still within the memory of most elderly men

      رویدادی که هنوز در یاد اکثر مردان سالخورده باقی مانده است

      the happy memories of my youthful days

      خاطرات خوش دوران جوانی من

      the memory of my mother's loving face

      خاطره‌ی چهره‌ی پرمهر مادرم

      Memory plays a crucial role in learning new information.

      حافظه نقش مهمی در یادگیری اطلاعات جدید دارد.

      noun uncountable

      یادگار، یادبود، یادداری، شهرت، نیکنامی، ناموری (به ویژه پس از مرگ)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Though he has been dead for years, his memory survives.

      با آنکه سال‌ها از مرگ او می‌گذرد، نام او هنوز از خاطره‌ها محو نشده است.

      in memory of my father

      به یادبود پدرم

      noun countable

      کامپیوتر حافظه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      My computer's memory is almost full, so I need to delete some files.

      حافظه‌ی کامپیوترم پر شده و باید بعضی از فایل‌ها را پاک کنم.

      The computer's memory capacity determines how much data it can store.

      ظرفیت حافظه‌ی کامپیوتر تعیین می‌کند که چه میزان اطلاعات می‌توان ذخیره کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد memory

      1. noun ability to hold in the mind
        Synonyms:
        mind awareness consciousness recollection remembrance recall recognition retention memorization thought reflection retrospection anamnesis mindfulness reminiscence recapture flashback cognizance subconsciousness camera-eye mind’s eye dead-eye retentiveness
        Antonyms:
        forgetfulness amnesia ignorance
      1. noun specific thing remembered
        Synonyms:
        reminder thought image concept suggestion hint picture representation vision memo prompt cue jog prod mnemonic memoir fantasy

      Collocations

      memory bank

      بانک حافظه

      memory capacity

      گنجایش حافظه

      memory chip

      تراشه‌ی حافظه

      memory cycle

      چرخه‌ی حافظه

      refresh one's memory

      تجدید حافظه کردن، از نو به خاطر سپردن

      Collocations بیشتر

      to the memory of somebody (in memory of somebody)

      به یادبود کسی

      within (or in) living memory

      در خاطره‌ی زندگان، (آنچه که) زندگان به یاد دارند.

      Idioms

      if my memory serves

      اگر درست یادم باشد، اگر اشتباه نکنم

      اگر اشتباه نکنم، اگر درست یادم باشد، اگر حافظه‌ام دست بدهد

      to the best of my memory

      تا آنجا که به یاد دارم

      لغات هم‌خانواده memory

      noun
      memorial, memory, memo, memoir, memorabilia, memorandum
      adjective
      memorable, memorial, immemorial
      verb - transitive
      memorize, memorialize
      adverb
      memorably

      سوال‌های رایج memory

      معنی memory به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «memory» در زبان فارسی به «حافظه» ترجمه می‌شود.

      «حافظه» یکی از بنیادی‌ترین جنبه‌های وجود انسانی و سیستم‌های هوشمند است. این واژه در ظاهر ممکن است مفهومی ساده به نظر برسد، اما در واقع، دارای لایه‌های عمیق و کاربردهای گسترده در علوم مختلف از جمله روان‌شناسی، عصب‌شناسی، رایانه، زبان‌شناسی و حتی هنر است. حافظه به توانایی ذخیره، نگهداری و بازیابی اطلاعات گفته می‌شود، اما در هر زمینه، ابعاد و سازوکار آن متفاوت و پیچیده است.

      در علوم شناختی و روان‌شناسی، حافظه به عنوان یکی از ارکان اصلی ذهن انسان شناخته می‌شود. حافظه کوتاه‌مدت، حافظه بلندمدت، حافظه معنایی، اپیزودیک و رویه‌ای، از انواع اصلی حافظه‌ی انسانی هستند. هرکدام از این انواع، اطلاعات خاصی را پردازش و ذخیره می‌کنند؛ از خاطره‌ی یک اتفاق خاص گرفته تا نحوه‌ی دوچرخه‌سواری. مطالعات روان‌شناسی نشان داده‌اند که حافظه نه‌تنها تحت تأثیر ساختارهای مغزی، بلکه متأثر از هیجانات، توجه، تکرار و زمینه‌های فرهنگی است.

      در علم عصب‌شناسی (نوروساینس)، حافظه با ساختارهایی چون هیپوکامپ، آمیگدالا و قشر مغز ارتباط مستقیم دارد. پژوهش‌های زیادی بر روی مکانیزم‌های ذخیره و بازیابی اطلاعات در مغز صورت گرفته‌اند و هنوز هم رمزگشایی از حافظه‌ی انسان یکی از چالش‌های بزرگ علمی است. بیماری‌هایی چون آلزایمر و زوال عقل نیز از آسیب‌دیدگی یا اختلال در عملکرد حافظه ناشی می‌شوند، که خود نشانگر اهمیت بنیادین این کارکرد در حیات انسان است.

      در علوم رایانه، حافظه یکی از اجزای اصلی هر سیستم پردازشی است. اصطلاحاتی مانند RAM (حافظه‌ی دسترسی تصادفی)، ROM (حافظه‌ی فقط‌خواندنی)، حافظه‌ی کش، و حافظه‌ی ذخیره‌سازی، همه به انواعی از memory در سیستم‌های دیجیتال اشاره دارند. این حافظه‌ها وظیفه‌ی ذخیره‌سازی داده‌ها و دستورالعمل‌ها را دارند و عملکرد سریع، کارآمد و دقیق هر رایانه‌ای به آن‌ها وابسته است. در این حوزه، حافظه به شکلی ملموس و فنی تعریف می‌شود و بر حسب ظرفیت، سرعت و پایداری طبقه‌بندی می‌شود.

      از نظر فرهنگی و فلسفی نیز «حافظه» مفهومی غنی دارد. حافظه‌ی تاریخی، حافظه‌ی جمعی، و حافظه‌ی فرهنگی، همگی به نحوی به ماندگاری هویت، روایت‌ها و ارزش‌های یک جامعه کمک می‌کنند. جوامع با حفظ خاطره‌ی وقایع، قهرمانان و تراژدی‌ها، هویت خود را شکل می‌دهند و به نسل‌های آینده انتقال می‌دهند. در ادبیات و هنر، حافظه گاه به‌صورت استعاره‌ای از گذشته، از دست‌رفتگی یا خاطره‌ی عزیزان تصویر می‌شود و نقش محوری در روایت‌های داستانی دارد.

      حافظه نه‌تنها یکی از قابلیت‌های کلیدی انسان و ماشین است، بلکه پلی میان گذشته و حال، میان تجربه و آگاهی، و میان دانش و هویت محسوب می‌شود. بدون حافظه، تداوم در شناخت، یادگیری، و بودن امکان‌پذیر نخواهد بود.

      شکل جمع memory چی میشه؟

      شکل جمع memory در زبان انگلیسی memories است.

      ارجاع به لغت memory

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «memory» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/memory

      لغات نزدیک memory

      • - memorize
      • - memorizer
      • - memory
      • - memory access time
      • - memory bank
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.