آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Flashback

      ˈflæʃbæk ˈflæʃbæk

      گذشته‌ی ساده:

      flashbacked

      شکل سوم:

      flashbacked

      سوم‌شخص مفرد:

      flashbacks

      وجه وصفی حال:

      flashbacking

      شکل جمع:

      flashbacks

      معنی flashback | جمله با flashback

      noun countable uncountable C2

      فلش‌بک (صحنه‌ای از گذشته در فیلم و سریال)

      The director used flashbacks to tell the story non-linearly.

      کارگردان برای روایت غیرخطی داستان از فلش‌بک استفاده کرد.

      The flashback helped explain why he feared the dark.

      فلش‌بک کمک کرد بفهمیم چرا او از تاریکی می‌ترسد.

      noun countable C2

      خاطره، یادآوری (معمولاً خاطره‌ای بد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The war veteran suffered from flashbacks of the battlefield.

      کهنه‌سرباز از یادآوری‌های وحشتناک میدان جنگ رنج می‌برد.

      She couldn’t stop having flashbacks of the night she lost her friend.

      او نمی‌توانست از خاطره‌ی شب از دست دادن دوستش دست بکشد.

      verb - intransitive

      به خاطر آوردن، به یاد آوردن، فلش‌بک زدن

      During the interview, he flashed back to his childhood struggles.

      درطول مصاحبه، به یاد سختی‌های دوران کودکی‌اش افتاد.

      He flashed back to the day they first met.

      او روزی را به خاطر آورد که برای اولین بار همدیگر را ملاقات کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد flashback

      1. noun remembrance
        Synonyms:
        memory recall recollection reminiscence nostalgia thoughts of the past reliving flash from the past hallucination voice from the past

      سوال‌های رایج flashback

      گذشته‌ی ساده flashback چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده flashback در زبان انگلیسی flashbacked است.

      شکل سوم flashback چی میشه؟

      شکل سوم flashback در زبان انگلیسی flashbacked است.

      شکل جمع flashback چی میشه؟

      شکل جمع flashback در زبان انگلیسی flashbacks است.

      وجه وصفی حال flashback چی میشه؟

      وجه وصفی حال flashback در زبان انگلیسی flashbacking است.

      سوم‌شخص مفرد flashback چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد flashback در زبان انگلیسی flashbacks است.

      ارجاع به لغت flashback

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «flashback» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/flashback

      لغات نزدیک flashback

      • - flash tube
      • - flash-forward
      • - flashback
      • - flashboard
      • - flashbulb
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.