فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Flashbulb

ˈflæʃbəlb ˈflæʃbʌlb
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    لامپ پرنور فلاش عکاسی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد flashbulb

  1. noun A lamp for providing momentary light to take a photograph
    Synonyms: flash, photoflash, flash lamp, flashgun, flash bulb

ارجاع به لغت flashbulb

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «flashbulb» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/flashbulb

لغات نزدیک flashbulb

پیشنهاد بهبود معانی