به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Flasher

ˈflæʃər ˈflæʃə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

  • noun
    (دستگاه یا شخص) روشن و خاموش کن، سوسو زن، چشمک‌زن، فروزش‌گر، رخشان‌گر
  • noun
    (اتومبیل) چراغ راهنما
  • noun
    (آدم) شرمگاه‌نما، عورت‌نما
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد flasher

  1. noun An exhibitionist who flashes
    Synonyms: blinker
  2. noun Someone with a compulsive desire to expose the genitals
    Synonyms: exhibitionist

ارجاع به لغت flasher

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «flasher» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/flasher

لغات نزدیک flasher

پیشنهاد بهبود معانی