Memorize

ˈmeməraɪz ˈmeməraɪz
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    memorized
  • شکل سوم:

    memorized
  • سوم‌شخص مفرد:

    memorizes
  • وجه وصفی حال:

    memorizing

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

verb - transitive
یاد سپردن، از بر کردن، حفظ کردن، به‌خاطر سپردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
verb - transitive
حفظ کردن، از برکردن
- I memorized the poem.
- شعر را از بر کردم.
- My father could memorize tens of phone numbers.
- پدرم می‌توانست ده‌ها شماره تلفن را به یاد بسپارد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد memorize

  1. verb remember
    Synonyms:
    recall recollect retain learn know remind master store learn by heart know by heart fix in the mind commit to memory nail down keep forever

لغات هم‌خانواده memorize

ارجاع به لغت memorize

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «memorize» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/memorize

لغات نزدیک memorize

پیشنهاد بهبود معانی