آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Image

      ˈɪmɪdʒ ˈɪmɪdʒ

      گذشته‌ی ساده:

      imaged

      شکل سوم:

      imaged

      سوم‌شخص مفرد:

      images

      وجه وصفی حال:

      imaging

      شکل جمع:

      images

      معنی image | جمله با image

      noun verb - transitive countable C2

      مجسمه، تمثال، شکل، پنداره، شمایل، تصویر، پندار، تصور، خیالی، منظر، مجسم کردن، خوب شرح دادن، مجسم ساختن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      They worshipped the wooden images of their ancestors.

      آن‌ها تندیس‌های چوبی نیاکان خود را می‌پرستیدند.

      The movie started with the image of a deserted town.

      فیلم سینمایی با تصویری از یک شهر مترو که آغاز شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the image of her face on the mirror

      بازتاب صورت او در آینه

      According to the Bible, God created man in his own image.

      طبق انجیل، خداوند بشر را شبیه خودش خلق نمود.

      A soldier haunted by the images of battle.

      سربازی که خاطرات جنگ او را آزرده می‌کند.

      a Frenchman's image of America

      تصوری که یک مرد فرانسوی از امریکا دارد

      the images of good and evil

      انگاره‌های نیکی و بدی

      The company tried to improve its public image.

      شرکت کوشید که وجهه‌ی عمومی خود را بهتر کند.

      Unemployment hurt the president's image.

      بیکاری به محبوبیت رئیس‌جمهور آسیب رساند.

      the very image of laziness

      نمونه‌ی کامل تنبلی

      He is the image of his father.

      او عین پدرش است.

      a drama that is the image of life

      نمایشی که تصویری از زندگی دارد

      thousands of tombstones imaging the losses of war

      هزاران سنگ قبر که نمادی از زیانهای جنگ بودند

      A symphony imaging the beauty of nature.

      موسیقی سمفونی که زیبایی طبیعت را مجسم می‌کند.

      The face imaged in a mirror.

      چهره‌ای که در آینه منعکس شد.

      A national hero imaged in bronze on a village green.

      یک قهرمان ملی که مجسمه‌اش را در چمن‌زار دهکده برپا کرده بودند.

      the broad smile which imaged her joy and surprise

      لبخند گوش تا گوشی که نمایشگر شادی و شگفتی او بود

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد image

      1. noun representation; counterpart
        Synonyms:
        copy replica reproduction representation picture figure form model likeness portrait reflection double match equivalent equal counterpart facsimile photocopy illustration drawing effigy statue idol icon appearance dead ringer spitting image carbon copy chip off old block carved figure photograph similitude simulacrum simulacre carbon angel
      1. noun concept
        Synonyms:
        idea notion thought conception perception impression apprehension construct figure conceit mental picture vision intellection phantasm trope
        Antonyms:
        entity concrete

      Idioms

      be a spitting image of something

      عیناً مانند چیز دیگری بودن

      سوال‌های رایج image

      گذشته‌ی ساده image چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده image در زبان انگلیسی imaged است.

      شکل سوم image چی میشه؟

      شکل سوم image در زبان انگلیسی imaged است.

      شکل جمع image چی میشه؟

      شکل جمع image در زبان انگلیسی images است.

      وجه وصفی حال image چی میشه؟

      وجه وصفی حال image در زبان انگلیسی imaging است.

      سوم‌شخص مفرد image چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد image در زبان انگلیسی images است.

      ارجاع به لغت image

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «image» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/image

      لغات نزدیک image

      • - ily2
      • - IM
      • - image
      • - image captioning
      • - image converter
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      coriander leave home gas station tyrannical tyumen zombie negative positive psychopathic lecture absence makes the heart grow fonder academic accuser actions speak louder than words actually پسر دایی پس‌زمینه خط عابر پیاده شامگاه خمیازه کشیدن -گی موالید نزدیکان نسخه نوشتن نم نوازنده ویولن نژاد هاگ هجران همانطور که
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.