آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ آذر ۱۴۰۴

      IM

      ˌaɪˈɛm ˌaɪˈem

      گذشته‌ی ساده:

      IM'd

      شکل سوم:

      IM'd

      وجه وصفی حال:

      im'ing

      توضیحات:

      IM در معنی اول مخفف لغت instant messaging، در معنای دوم مخفف لغت intramuscular، در معنای چهارم مخفف instant message و در معنای آخر مخفف لغت information management است.

      معنی IM | جمله با IM

      abbreviation

      تکنولوژی پیام‌رسانی فوری

      Do you have an IM app installed on your phone?

      آیا برنامه‌ی پیام‌رسانی فوری را روی گوشی خود نصب کرده‌اید؟

      IM can be a great tool for remote workers to stay connected with their colleagues.

      پیام‌رسانی فوری می‌تواند ابزاری عالی برای کارمندان از راه دور باشد تا بتوانند با همکاران خود در ارتباط باشند.

      abbreviation

      پزشکی عضلانی، درون ماهیچه‌ای

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The doctor administered the IM into the patient's thigh.

      دکتر تزریق عضلانی را در ران بیمار انجام داد.

      The nurse explained the benefits of receiving an IM injection.

      پرستار مزایای تزریق عضلانی را توضیح داد.

      verb - intransitive verb - transitive

      تکنولوژی چت کردن، پیام دادن

      IM'ing my friends about the party tonight.

      با دوستانم در مورد مهمانی امشب چت می‌کنم.

      We have been IM'ing each other all day.

      ما تمام روز به هم پیام می‌دادیم.

      abbreviation

      تکنولوژی پیام فوری، چت

      Communicating through IM can sometimes lead to misunderstandings.

      برقراری ارتباط ازطریق پیام‌ فوری گاهی‌اوقات می‌تواند منجر به سوء‌تفاهم شود.

      IM contained important information about the upcoming meeting.

      پیام فوری حاوی اطلاعات مهمی در مورد جلسه‌‌ی آتی بود.

      abbreviation

      کامپیوتر مدیریت اطلاعات

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      IM training is available for new employees.

      آموزش مدیریت اطلاعات برای کارمندان جدید در دسترس است.

      The company invested in new software for better IM.

      این شرکت بر روی نرم‌افزار جدید برای مدیریت اطلاعات بهتر سرمایه‌گذاری کرد.

      prefix

      (-im) برابر با: immaterial] in- یا imbibe] (پیش از b و m و p می‌آید)

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج IM

      گذشته‌ی ساده IM چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده IM در زبان انگلیسی IM'd است.

      شکل سوم IM چی میشه؟

      شکل سوم IM در زبان انگلیسی IM'd است.

      وجه وصفی حال IM چی میشه؟

      وجه وصفی حال IM در زبان انگلیسی IM'ing است.

      ارجاع به لغت IM

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «IM» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/im-2

      لغات نزدیک IM

      • - ily
      • - ily2
      • - IM
      • - image
      • - image captioning
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.